عدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
عبدالحمید شهرابی*
طي سالهاي اخير، همزمان با شكلگيري و رشد نهضتهاي مقاومت در آمريكاي لاتين، حجم عظيمي از تبليغات كذب و بعضا زهرآگين توسط وسائل ارتباط جمعي نظام سلطه جهاني به طور مستمر عليه اين نهضتها و رهبران آنها سازمان يافته است. باعث تأسف اين كه اين گونه تبليغات در برخي از مطبوعات و رسانههاي اطلاعرساني ايران نيز بازتاب داشته است. در اين زمينه رسانههایي كه تعهد خود را در تحريف حقايق مربوط به مبارزات آزاديبخش ميبينند هر فرصتي را براي اين منظور مغتنم شمردهاند. از اين جمله است دست دادن چاوز و اوباما و گفتگوي كوتاه مابين آن دو در اجلاس اخير سران "سازمان كشورهاي آمریکایی".
اين موضوع به سوژهاي مهم براي خبرگزاريهاي جهان تبديل شد و در اين ميان نيروهاي سازشكار وطني و رسانههاي جمعي تحت كنترلشان با قياس به نفس، عقبنشيني رئيس جمهور ونزوئلا و رهبر انقلاب بوليواري در مقابل سياستهاي سلطهطلبانه حكومت ايالات متحده را از اين صحنه برداشت
رسانههایي كه تعهد خود را در تحريف حقايق مربوط به مبارزات آزاديبخش ميبينند هر فرصتي را براي اين منظور مغتنم شمردهاند. از اين جمله است دست دادن چاوز و اوباما و گفتگوي كوتاه مابين آن دو در اجلاس اخير سران "سازمان كشورهاي آمریکایی". اين موضوع به سوژهاي مهم براي خبرگزاريهاي جهان تبديل شد و در اين ميان نيروهاي سازشكار وطني و رسانههاي جمعي تحت كنترلشان با قياس به نفس، عقبنشيني رئيس جمهور ونزوئلا و رهبر انقلاب بوليواري در مقابل سياستهاي سلطهطلبانه حكومت ايالات متحده را از اين صحنه برداشت كردند.
كردند. لكن، چنين برداشتي تنها با يك ايراد مواجه است و آن اين كه با واقعيات منطبق نيست. حقايق خود به حد كفايت گويا هستند.
يك سوأل سادهاول از همه يك سوأل ساده: چرا رسانههاي القاء كننده وادادگي و سازشكاري اين واقعيت را سانسور كردهاند كه چاوز همزمان با دست دادن با اوباما يك نسخه از كتاب "رگهاي شکافته آمریکای لاتین: 5 قرن غارت یک قاره" را به رئيس جمهور جديد ايالات متحده هديه كرده است؟ چرا نبايد مخاطبين اين رسانهها بدانند كه كتاب مذكور نوشته "ادواردو گالیانو" نویسنده شهير اروگوئهای است كه به شرح 5 قرن استعمار آمريكاي لاتين توسط حكومتهاي سلطهگر ايالات متحده و كشورهاي اروپائي پرداخته و تا به حال 73 بار به زبان اسپانیولی تجدید چاپ شده است؟ مگر دانستن حق مخاطبين اينگونه رسانهها نيست؟
واقعيت اين است كه چاوز و ساير رؤساي جمهوري كه طي دهه گذشته با پيروزي جنبشهاي استقلالطلب و آزاديبخش و به پشتوانه آراء مردمي در انتخابات دموكراتيك، يكي پس از ديگري در كشورهاي آمريكاي لاتين به قدرت رسيدهاند، نه از نقطه ضعف بلكه با روحيهاي سرشار از اطمینان به نفس ناشی از دستاوردهای درخشان مبارزاتی خود، در اجلاس سران "سازمان كشورهای آمریکایی" شركت كردند. چند شاخص محسوس موقعيت برتر اين نيروها در اجلاس مذكور را آشكار نمود.
"سازمان كشورهای آمریکایی" همان سازماني است كه در سال 1948 تحت نفوذ ایالات متحده پایه گذاری شد و سركوب مبارزات مردمي در آمريكاي مركزي، جنوبي و منطقه كارائيب را در دستور كار خود قرار داد. اين سازمان در دهه 1950 ميلادي در عملياتي از قبيل تجاوز به گواتمالا و كشتار مردم بيگناه آن كشور مشاركت كرد و بعدها در سازماندهي دهها عمليات تروريستي در كوبا نقش فعال ايفا نمود. مجريان اسبق اين سازمان در ريختن خون 73 نفر سرنشينان هواپيماي مسافرتي كوبا كه توسط تروريستها در هوا منفجر شد و نيز خون شهروندان كوبائي كه در جريان تجاوز خليج خوكها به قتل رسيدند شريك هستند. تحت فشار ايالات متحده عضویت کوبا در این سازمان در سال 1962، یعنی 3 سال بعد از پیروزی انقلاب مردمی آن کشور، به تعلیق درآمد. رائول كاسترو در اين مورد ميگويد: "آنها در آغاز سال 1961 ما را از سازمان كشورهاي آمريكائي اخراج
فضاي مخالفت با سياستهاي ايالات متحده در اين اجلاس به حدي سنگين بود كه اوباما در سخنراني خود ناگزير شد اذعان كند: "ایامی وجود داشته كه ما به دنبال ديكته كردن شرايط خود بودهايم." اشاره به برخي از مطالبي كه در اجلاس مذكور توسط سران كشورهاي آمريكاي لاتين مطرح شد، درك فضاي سنگين عليه رئيس جمهور جديد ايالات متحده را كه با وعده "تغيير" به روي كار آمده است، ميسر ميكند.
نكردند، چرا كه ميخواستند اين سازمان حكومت دستنشاندهاي را به رسميت بشناسد و بنا داشتند از ايالات متحده بياورند و در ساحلي كه قرار بود به اشغال درآورند، مستقر كنند. آن حكومت دستنشانده به فوريت درخواست ميكرد كه خاك كوبا توسط نيروهاي نظامي ايالات متحده به اشغال درآيد و اين اقدامي بود كه به قيمت جان صدها هزار نفر از مردم ما تمام ميشد، همانند آنچه كه در گواتمالا صورت گرفت، بدون كوچكترين شكايتي از جانب سازمان كشورهاي آمريكائي."
لكن، موقعيت سازمان كشورهای آمریکایی و جايگاه حكومت ايالات متحده در آن اكنون بسيار تغيير كرده است. امروزه، علاوه بر كشورهاي تشكيل دهنده خط مقدم مقاومت در مقابل نظام سلطه، تعداد زيادي از ديگر كشورهاي عضو اين سازمان كه قبلا دستنشانده و تحت امر ايالات متحده بودند از اجراي سیاستهای ديكته شده توسط نئولیرالیسم و نهادهاي وابسته به آن، همچون صندوق بينالمللي پول و بانك جهاني امتناع ميورزند و حاضر نیستند در مقابل تاراج منابع طبیعی خود و باجخواهیها و سیاستهای استکباری همسايه شمالي سكوت كنند. در اين راستا همين بس كه به اذعان رسانههاي خبري جهان، تعدادي از سران شركت كننده در اجلاس اخير سران سازمان كشورهای آمریکایی در ترينيداد و توباگو، مخالفت صريح خود را با سياستهاي تحميلي ايالات متحده اعلام كردند و اعتراض به 5 دهه محاصره اقتصادی کوبا و درخواست بازگشت آن کشور به سازمان مذكور به موضوع كانوني اجلاس تبديل شد.
فضاي مخالفت با سياستهاي ايالات متحده در اين اجلاس به حدي سنگين بود كه اوباما در سخنراني خود ناگزير شد اذعان كند: "ایامی وجود داشته كه ما به دنبال ديكته كردن شرايط خود بودهايم." اشاره به برخي از مطالبي كه در اجلاس مذكور توسط سران كشورهاي آمريكاي لاتين مطرح شد، درك فضاي سنگين عليه رئيس جمهور جديد ايالات متحده را كه با وعده "تغيير" به روي كار
اقدامات عملی حکومت چاوز در دفاع از خواست و منافع طبقات اجتماعی مستضعف و محروم ونزوئلا، هیچ نشانی از سازش با نظام سلطه نئولیبرالیسم ندارد كه بخواهد توسط مطبوعات و سايتهاي خبري سازشكار، قياس به نفس شده و به باد تحقير و تمسخر گرفته شود. به راستی اگر چاوز در مقابل فشارهای استکبار جهانی سر خم کرده بود آيا این همه مورد هجمه حامیان مرعوب آن نظام قرار می گرفت؟ این اندازه ترور شخصیت، تمسخر و اهانت به چاوز از جانب سیاستمداران نظام سرمایهداری جهانی و رسانههای سرسپرده به منافع آنها برای چیست؟
آمده است، ميسر ميكند.
اوو مورالس كه خود يك کشاورز بولیویایی و از رهبران سرخپوستان بومی آن کشور است و از سال 2006 به عنوان رئيس جمهور منتخب و محبوب مردم بوليوي خدمت ميكند، در سخنراني خود در اجلاس سران دول آمريكايي گفت كه تعهد اوباما در مورد ايجاد دوران جديدي از احترام متقابل نسبت به آمريكاي لاتين، يك وعده توخالي است. مورالس متذكر شد: "اوباما به سه نكته اشاره داشت: شركاي بزرگ و كوچك وجود ندارند. او گفت كه روابط ميبايست احترام متقابل باشد و از تغيير صحبت كرد. اما در بوليوي...كسي (در مورد سياستهاي ايالت متحده-م) احساس تغيير نميكند. سياست توطئه ادامه دارد." مورالس كه در سپتامبر 2008 سفير ايالات متحده و يك ماه بعد از آن مسئول به اصطلاح اداره مبارزه با مواد مخدر آن كشور را به اتهام توطئه با اپوزيسيون سياسي به منظور ايجاد خشونت از خاك بوليوي اخراج كرد، در اجلاس سران كشورهاي آمريكائي همچنين همبستگي عميق خود با كوبا را اعلام نمود.
سخنران ديگر اجلاس، دانيل اورتگا رئيس جمهور نيكاراگوئه در صحبت خود سرمايهداري و نظام امپرياليستي ايالات متحده را به عنوان ريشه اكثر مشكلات نيمكره غربي محكوم كرد و بر عزم حكومت ساندنيستي و مردم كشورش جهت فائق شدن بر مشكلات تأكيد كرد. همين روحيه مقاومت در اظهارات چاوز در اجلاس هفتم سران كشورهاي عضو پيمان "جايگزين بوليواري براي ملل آمريكایی"(آلبا)، كه در تاريخ 17 آوريل، روز قبل از برگزاري اجلاس سازمان كشورهای آمریکایی، در شهر كومانا در ونزوئلا تشکیل شد، بروز يافت.
چاوز در سخنرانی مراسم افتتاحیه اجلاس آلبا ضرورت حفظ اتکا به نفس کشورهای آمریکای لاتین را این گونه متذکر شد: "ما به غیر از خود، به غیر از دستان خود و اراده خود و شهامت خود نباید هیچگونه انتظاری داشته باشیم. اینجا جائی است که ما راه حل مشکلاتمان را پیدا خواهیم کرد. راه حلهای سحرآمیز از شمال نخواهد آمد. چنين راهحلهائي حتي در حد بسیار کمتر توسط صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی ارائه نخواهد شد."
در اجلاس آلبا که با حضور رؤسای جمهور کشورهای کوبا، ونزوئلا، بولیوی، هندوراس، نیکاراگوئه، پاراگوئه و نخست وزیران جمهوریهای دومینیکا، سنت وینسنته،
كينهتوزي و حملات رسانههائي كه اغلب در ایران به عنوان رسانههاي "اصلاح طلب" معرفي و شناخته شدهاند دامنگیر دیگر رهبران جبهه مقاومت آمریکای لاتین و از جمله مورالس و اورتگا نیز بوده است. در حالی که مورالس و اورتگا هم چون چاوز به روشی کاملا دموکراتیک و با آراء اکثریت قاطع مردم بولیوی، نیکاراگوئه و ونزوئلا به ریاست جمهوری کشورهای متبوع خود دست یافتهاند، به طور دائم از جانب شیفتگان دموکراسی تجویزی نظام سرمایهداری، به دیکتاتوری و نقض دموکراسی متهم میشوند.
گرانادا و وزیر امور خارجه اکوادور برگزار شد، سران کشورهای عضو تصمیم گرفتند که واحد پول مشترکی را به نام "سوکره" جایگزین دلار ایالات متحده کنند. این واحد پول منطقهای به یاد یکی از بنیانگذاران مبارزات آزادیبخش آمریکای جنوبی، "آنتونیو خوزه سوکره" که هم رزم سیمون بولیوار بود، نامگذاری شده است.
چاوز در خصوص اهمیت تعیین واحد پول جایگزین دلار برای کشورهای عضو پیمان آلبا گفت: "من صمیمانه اعتقاد دارم که این ابتکار عمل به منزله نوشتن برگی جدید در تاریخ است... اینکار به ما کمک خواهد کرد که دیکتاتوری دلار را که از برتون وودز به ما تحمیل شده است، سرنگون کنیم." وی به هنگام امضاء سند رسمی تفاهمنامه اجرائي در این زمینه اظهار داشت: "اینجا در آلبا ما بدین منظور گردهم آمدهایم تا جهت مقابله با بحرانهای موجود اقتصادی و اجتماعی دست به عمل بزنیم."
این اظهارات و مهمتر از آن اقدامات عملی حکومت چاوز در دفاع از خواست و منافع طبقات اجتماعی مستضعف و محروم ونزوئلا، هیچ نشانی از سازش با نظام سلطه نئولیبرالیسم ندارد كه بخواهد توسط مطبوعات و سايتهاي خبري سازشكار، قياس به نفس شده و به باد تحقير و تمسخر گرفته شود. به راستی اگر چاوز در مقابل فشارهای استکبار جهانی سر خم کرده بود آيا این همه مورد هجمه حامیان مرعوب آن نظام قرار می گرفت؟ این اندازه ترور شخصیت، تمسخر و اهانت به چاوز از جانب سیاستمداران نظام سرمایهداری جهانی و رسانههای سرسپرده به منافع آنها برای چیست؟ مگر نه این است که امروزه انسانهای آزادهای چون چاوز، مورالس و اورتگا در همراهی با برادران کاسترو در کوبا با عزمی راسخ پرچم مبارزات رهائیبخش ملتهای آمریکای لاتین را به احتزاز درآوردهاند؟ اگر اینگونه است که هست، چرا برخی از رسانهها در کشور ما، که علی القاعده میبایست حامی حرکتهای جهانی استقلال طلبانه باشند، در تبلیغات مسموم علیه چاوز و چاوزها، با وسائل ارتباط جمعی نظام سلطه همصدا ميشوند؟
كينهتوزي و حملات رسانههائي كه اغلب در ایران به عنوان رسانههاي "اصلاح طلب" معرفي و شناخته شدهاند دامنگیر دیگر رهبران
متصدين اين قبيل رسانهها همواره بحث يكطرفه را به تقابل آراء در خصوص موضوع اين نوشته ترجيح داده و از پاسخ به نقد نظرات خود سرباز زدهاند. بدين خاطر، نويسنده فرصت را مغتنم شمرده و بدينوسيله از كليه نيروهاي سياسي مخالف تعميق روابط دوستانه با كشورهاي مخالف نظام سلطه در آمريكاي لاتين و مشخصا و در صدر آنها كوبا، ونزوئلا، بوليوي و ونزوئلا دعوت ميكند كه با كارشناسان بخش تحقيقات و برنامهريزي خانه آمريكاي لاتين در يك مناظره علني كه ترجيحا ميتواند در يكي از دانشگاههاي كشور برگزار شود شركت كنند
جبهه مقاومت آمریکای لاتین و از جمله مورالس و اورتگا نیز بوده است. در حالی که مورالس و اورتگا هم چون چاوز به روشی کاملا دموکراتیک و با آراء اکثریت قاطع مردم بولیوی، نیکاراگوئه و ونزوئلا به ریاست جمهوری کشورهای متبوع خود دست یافتهاند و پس از کسب قدرت نیز زمینه مشارکت هر چه بیشتر آحاد مردم را در صحنه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی فراهم کردهاند، به طور دائم از جانب شیفتگان دموکراسی تجویزی نظام سرمایهداری، به دیکتاتوری و نقض دموکراسی متهم میشوند. چرا که مطابق معیارهای نظام لیبرال سرمایهداری، مشارکت مردم مستضعف در تعیین و انتخاب نمایندگان و سیاستمداران مقبول خود یا اصلا دموکراسی محسوب نمیشود و یا اینکه صرفا به شرطی به عنوان دموکراسی پذیرفته میشود که موقعیت برتر و بلامنازع سرمایه دارن در فرایند انتخابات حفظ شود.
نكته حائز اهميت اين است كه عناد با جبهه مقاومت آمريكاي لاتين در جمهوري اسلامي ايران از جانب رسانههاي طرفدار نظام سلطه و خواستار سازش با نظام نئوليبراليسم، در حالي صورت ميگيرد كه خط مشي رهبري معظم انقلاب اسلامی و سياست رسمي دولت محترم جمهوری اسلامی، همبستگي غيرقابل خدشه و حمايت از اين جبهه آزاديبخش ميباشد. اين گونه رسانهها ابائي ندارند كه مخالفت خود را با سياست صحيح و انقلابي مسئولين رسمي كشور در اين زمينه اعلام كنند و دولت كنوني را به خاطر دوستي با چهرههاي مبارزي چون چاوز و مورالس، مورد سرزنش و هجمه تبليغاتي قرار دهند.
با اين حال، متصدين اين قبيل رسانهها همواره بحث يكطرفه را به تقابل آراء در خصوص موضوع اين نوشته ترجيح داده و از پاسخ به نقد نظرات خود سرباز زدهاند. بدين خاطر، نويسنده فرصت را مغتنم شمرده و بدينوسيله از كليه نيروهاي سياسي مخالف تعميق روابط دوستانه با كشورهاي مخالف نظام سلطه در آمريكاي لاتين و مشخصا و در صدر آنها كوبا، ونزوئلا، بوليوي و ونزوئلا دعوت ميكند كه با كارشناسان بخش تحقيقات و برنامهريزي خانه آمريكاي لاتين در يك مناظره علني كه ترجيحا ميتواند در يكي از دانشگاههاي كشور برگزار شود شركت كنند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* مسوول بخش تحقيقات و برنامهريزي خانه آمريكاي لاتين