در یادداشتی از "آرش فهیم" عنوان شد؛ عبور از خط قرمز رسانه عدالتخواه |
|
17 شهريور 1389 ساعت 12:01 |
یکی از معضلات فوتبال حرفه ای در کشور ما، نابسامانی وضعیت اقتصادی و به خصوص پرداخت دستمزدهای هنگفت به بازیکنان است. این معضل به عنوان عامل اصلی گسترش روز افزون مشکلات فرهنگی و اخلاقی در این عرصه محسوب می شود.
آرش فهیم
همه برنامه های تلویزیون، حتی برنامه ای سرگرمی محور و ورزشی همچون "90" هم می توانند به گسترش فرهنگ عدالتخواهی و همیاری اجتماعی کمک کنند.
همت مدیران سیما برای پیگیری حقوق 800 میلیونی علی دایی یکی از معضلات فوتبال حرفه ای در کشور ما، نابسامانی وضعیت اقتصادی و به خصوص پرداخت دستمزدهای هنگفت به بازیکنان است. این معضل به عنوان عامل اصلی گسترش روز افزون مشکلات فرهنگی و اخلاقی در این عرصه و شکست های تیم ملی محسوب می شود.
در چنین شرایطی از صدا و سیما انتظار می رود که بر اساس رسالت خود به نقد و آسیب شناسی این مسئله بپردازد. اما برنامه جمعه شب گذشته 90 نه تنها
معمول است که مدیران فرهنگی و رسانه ای از انعکاس مشکلات طبقات مستضعف جامعه به خاطر هراس از گرفتار شدن به سیاه نمایی پرهیز می کنند. اما به واقع سیاه نمایی اصلی دعوت از یک فوتبالیست و فراهم کردن شرایطی است که او از درآمد عجیب و شگفت آور خود دفاع کند. در این شرایط است که پرسش ها و شبهه هایی ناامید کننده و مخرب به ذهن مخاطبان کم درآمد رسانه ملی خطور خواهد کرد.
در این راستا عمل نکرد که بر مشکلات فوتبال خواهد افزود.
معمول است که مدیران فرهنگی و رسانه ای از انعکاس مشکلات طبقات مستضعف جامعه به خاطر هراس از گرفتار شدن به سیاه نمایی پرهیز می کنند. اما به واقع سیاه نمایی اصلی دعوت از یک فوتبالیست و فراهم کردن شرایطی است که او از درآمد عجیب و شگفت آور خود دفاع کند. در این شرایط است که پرسش ها و شبهه هایی ناامید کننده و مخرب به ذهن مخاطبان کم درآمد رسانه ملی خطور خواهد کرد. مثلا کودکی که خانواده اش از مشکلات معیشتی رنج می برد از پدرش خواهد پرسید که چرا با وجودی که تو بیشتر زحمت می کشی اما درامد این فوتبالیست ده ها برابر است؟ یا این سئوال را خواهد پرسید که "بابا چرا از تو نمی خواهند که به برنامه های زنده بروی و از حق خودت، از اضافه کاری پایینت و درآمد کمت دفاع کنی؟"
و مگر ایشان نفرموده اند که "در كنار دامن زدن به دغدغهى عدالت اجتماعى و رسيدگى به فقرا، زندگى اشرافى و تجملاتىِ پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگى واقعاً در خور تخريب است. زندگى تجملاتى نبايد بههيچوجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطهى منفى بهحساب بيايد. چرا بيخود تجملگرايى رواج پيدا كند؟ اگر يك نفر دلش مىخواهد متجمل باشد، ما چرا بايد آن را ترويج كنيم؟ توجه كنيد كه ما به فقير بايد عزتنفس و حس مناعت بدهيم و به غنى بايد كمك به فقير را بياموزيم. بههرحال در كل زندگى جامعه، بايد از زندگى اشرافى و تجملاتى الگوسازى نكنيم."
ممكن است گاهى ما پيامهاى متناقض بدهيم. مثلاً از يك طرف دربارهى عدالت اجتماعى برنامهى خيلى خوبى توليد مىكنيد؛ اما از آن طرف در خلال يك برنامهى ديگر، عملاً عدالت اجتماعى را نقض مىكنيد! اين درست نيست؛ بايد آهنگ كلى برنامهها يكى باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود.
چنین برنامه هایی حتی باعث خنثی شدن برخی رویکردهای مثبت صدا و سیما نیز می شوند. به عبارتی آهنگ کلی رسانه ملی را مخدوش می سازند. همچنانکه رهبر انقلاب در این باره تذکر داده و تصریح نموده اند : "ممكن است گاهى ما پيامهاى متناقض بدهيم. مثلاً از يك طرف دربارهى عدالت اجتماعى برنامهى خيلى خوبى توليد مىكنيد؛ اما از آن طرف در خلال يك برنامهى ديگر، عملاً عدالت اجتماعى را نقض مىكنيد! اين درست نيست؛ بايد آهنگ كلى برنامهها يكى باشد و در بين آنها تناقض ديده نشود."
این البته معضل تازه ای نیست و پیش از این نیز به دلیل عدم برنامه ریزی صحیح و منظارت کافی، برنامه های زنده "گاف" داده بودند. برنامه 90 جمعه شب گذشته باز هم ثابت کرد که نمی توان برنامه های زنده را به امان خدا رها کرد و باید برای کنترل و نظارت بر آن هاچاره ای اندیشید.
اما برای برنامه "90" افسوس می خوریم که چرا فرصت خوبی که به لحاظ جذب مخاطب به دست آورده است را با این گونه رفتارها به هدر می دهد. عادل فردوسی پور و همکارانش در این برنامه می توانند با پر رنگ تر کردن جنبه فرهنگی و آسیب شناسانه کمک های بسیاری را به ورزش و فوتبال کشورمان نمایند.
----------------------------------------------------------
این مطلب پیش از این در
وبلاگ نویسنده انتشار یافته است.
انتهای پیام/ب
کد مطلب : 3603
نظرات و پيشنهادات
|
1389-06-17 22:16
|
بيشترين رفاه براي طبقه كارگر در كشور هاي اروپايي وجود دارد كه از پرداخت دستمزد بالا به فوتباليست ها ابيي ندارند در كشور هاي چپي هم كارگر و ستاره فوتبال به يك اندازه محروم و بيچاره اند به جاي تكرار نمودن الگو هاي هاي شكست خورده بلوك شرق كه خود زاييده تفكرات كارل ماكس انگل يهودي و انگلس انگلوساكسون سرمايه دار مي باشد به نتايج موفق نگاه نماييم.
نمي دانم چرا دوستان عدالتخانه نمي خواهند توجه نمايند كه سرمايه داري و كمونيسم و كلا مكاتب اقتصاد گرا هر دو زاييده يهوديان ابله مي باشد و تاختن به سرمايه داري با ادبيات سوسياليستي مثل پناه بردن از نتانياهو به ايهود باراك مي باشد.
علي رغم اغوا شدن علي دايي به زندگي آمريكايي همين آدم بود كه با سر شكسته و باند پيچي به تيم ژاپن هد مي زد تا ما در جام جهاني حضور يابيم علي دايي يك فوتباليسته و نه يك جامعه شناس و فيلسوف اگر جذب زرق و برق زندگي آمريكايي شده و جهانبيني درستي نداره ولي به عنوان يك فوتباليست نهايت وظيفه خود را انجام داده بياييم از هر كس در حد تخصص خود توقع داشته باشيم |
|