داخلی » يادداشت » خانه امريکای لاتين
"مارك ويزبروت"، رئيس موسسه تحقيقات اقتصاد و سياست آمريكا:
مقامات واشنگتن شعور درك تغييرات در آمريكاي لاتين را ندارند
20 مرداد 1389 ساعت 15:03
رئيس موسسه تحقيقات اقتصاد و سياست در واشنگتن معتقد است به دليل تصلب و عدم تغيير در سياست خارجي آمريكا از زمان جنگ سرد، دولتمردان واشنگتن قدرت درك تحولات به وقوع پيوسته در آمريكاي لاتين را ندارد.
اشاره: "مارك ويزبروت" (Mark weisbrot)، رئيس موسسه "تحقيقات اقتصاد و سياست" واقع در واشنگتن و استاد دانشگاههاي آمريكا، با انتشار مقالهاي در روزنامه انگيسي گاردين، به نقد رفتار دودلتمردان آمريكا در قبال كشورهاي منطقه آمريكاي لاتين پرداخت.
به عقيده ويزبروت، سياست خارجي آمريكا از جمله بخشهايي است كه هيچگاه دچار تغيير نميشود و به همين دليل است كه نگاهها در اين بخش همچنان منطبق بر دوران جنگ سرد است و قدرت درك تحولات به وقوع پيوسته در آمريكاي لاتين را ندارد.
متن كامل مقاله مورد اشاره در ادامه ميآيد./
* * * * *
در فيلم "گوانتامرا"، آخرين اثر كارگردان كوبائي "توماس گويترز آليا" (Tomas Cutierez Alea)، اسطوره خلقت يوروبا به عنوان استعاره و نشان دادن مشكلات ناشي از ايجاد تغييرات بكار ميرود. در اين اسطوره، بشر ابتدا فناناپذير است، ولي در آخر پير جوان را خفه ميكند و بدين ترتيب به ناچار پديد ميآيد.
اينجا در واشنگتن، غالبا تنها مرگ و بازنشستگي است كه امكان تغيير را فراهم ميآورد - و باز هم نهادها فناناپذير و غالباً تغيير ناپذير باقي ميمانند. در هيچ يك از بخشهاي نظام اين امر بيشتر از سياست خارجي واقعيت ندارد.
در عرض چند هفته گذشته، من از 5 كشور بازديد كردم و در جلسات و گردهمآئيهائي كه به مناسبت اكران فيلم مستند "زير مرز جنوبي" - كه مانند "گوانتامرا" يك سفرنامه است - شركت كردم. اين مستند را "اليور استون" كارگرداني كرده و "طريق علي" و من آن را نوشتيم. با بازگشت به واشنگتن، دره عميقي كه مابين رهبران سياست خارجي آمريكا و اكثريت عظيم همسايگان اين كشور وجود دارد، مانند يك شوك فرهنگي انسان را تكان ميدهد.
اين افراد تغييرات تاريخي كه سرتاسر آمريكاي لاتين - به خصوص آمريكا جنوبي - را در عرض دهه گذشته درنورديده از پشت عينك و ذهنيت جنگ سرد نگاه ميكنند و هرگونه تغيير در اين منطقه را از اين منظر كه چه تاثيري بر قدرت و سيطره آمريكا دارد بررسي ميكنند.
"خورخه كاستادنا" سابقا وزير خارجه مكزيك بوده و اكنون در دانشگاه نيويورك تدريس ميكند و به يكي از سخنگويان ارشد دستگاه سياست خارجي آمريكا در رسانهها بدل شده است. او، در مقالهاي كه اخيرا نوشته، اين قاره را به «آنهائي كه در مقابله موجود مابين آمريكا و رئيسجمهور ونزوئلا "هوگو چاوز" (و كوبا) بيطرف هستند، و آنهائي كه علنا مخالف دولتهاي به اصطلاح "بوليواري" مركب از بوليوي، كوبا، اكوادور، نيكاراگوئه، و ونزوئلا هستند» تقسيم ميكند. او دولتهاي بوليواري را "آمريكا - 2" و "چپ راديكال" مينامد.
از نظر كاستادنا، و همچنين از نظر وزير خارجه "هيلاري كلينتون"، اين به خصوص پذيرفتني نيست كه "در همين 7 ژوئن گذشته، كشورهاي بوليواري توانستند پذيرش مجدد هندوراس به سازمان كشورهاي آمريكايي (OAS) را سد كنند، و اين عليرغم انتخابات لزوما آزاد و عادلانهاي بود كه در نوامبر گذشته در اين كشور برگزار شد."
به علاوه، اين فقط "كشورهاي بوليواري" نبودند كه نتوانستند انتخاباتي كه تحت حكومت ديكتاتوري به نحوي "آزاد و عادلانه" برگزار شد را قبول كنند. برزيل، آرژانتين و دولتهائي كه نماينده بيشتر كشورهاي اين نيمكره هستند در يك اردوگاه قرار دارند.
در واقع، وقتي كه گروه "ريو" با انتشار بيانيهاي در نوامبر 2009 اعلام كرد كه بازگشتن فوري "مانوئل سلايا" به قدرت شرط لازم براي به رسميت شناختن انتخابات است، حتي متحدان دست راستي دولت اوباما - يعني كلمبيا، پرو، و پاناما - هم مجبور شدند اين بيانيه را امضاء كنند.
كودتاي هندوراس، كه توسط متحدين آمريكا و افسران آموزشديده در آمريكا عليه رئيسجمهور منتخب مانوئل سلايا انجام شد، نقطه عطفي در مناسبات واشنگتن و آمريكاي لاتين بود. حدوداً يك سال پيش در تاريخ 28 ژوئن بود كه هرگونه اميدي مبني بر اينكه كابينه اوباما با همسايگان جنوبي خود رفتاري متفاوت با رفتار تيم بوش داشت، به تباهي گرائيد. در حاليكه "لاني ديويس"، امين و مشاور نزديك خانم كلينتون، به رژيم كودتا مشاوره ميداد و براي آنها لابي ميكرد، دولت اوباما هر كاري ميتوانست كرد تا به رژيم ديكتاتوري كمك كند زنده بماند و به خودش مشروعيت ببخشد. اين اقدام اوباما عليرغم قطعنامههاي متفقالراي سازمان كشورهاي آمريكائي و سازمان ملل انجام گرفت كه خواستار "بازگشت فوري و بدون قيد و شرط" رئيسجمهور سلايا به قدرت بودند. دولت اوباما هيچ كلامي در تاييد اين قطعنامهها بر زبان نراند. در عين حال، بيش از 5 ماه جنايت، بستن درِ كليه رسانههاي مستقل و ديگر اقدامات گسترده نقص حقوق بشر را ناديده گرفت. اين تجاوزات به حقوق بشر به حدي بود كه انتخابات "آزاد و عادلانه" نوامبر گذشته در هندوراس را به يك شوخي بيمارگونه تبديل كرد. اتحاديه اروپا و سازمان كشورهاي آمريكايي حتي نمايندهاي براي نظارت بر اين انتخابات نفرستادند.
ولي واشنگتن هنوز تلاش ميكند اين دولت هندوراس را مشروعيت ببخشد. و اين عليرغم كشته شدن ده دوازده فعال سياسي و 9 خبرنگار از زمان به قدرت رسيدن دولت "منتخب" هندوراس است. بدين ترتيب واشنگتن سعي دارد اين تلاشهاي خود را مبارزه عليه دولتهاي "دشمن" جلوه دهد. در حالي كه اين اقدامات واشنگتن در واقع، مبارزه با اكثر كشورهاي منطقه است. آنچه كه اينان نميتوانند به رسميت بشناسند، و حتي شايد تشخيص دهند، اينست كه اين حركت كشورهاي منطقه در واقع مبارزه در راه استقلال، حق تعيين سرنوشت، و همچنين دموكراسي است.
"ميچله باچهلت"، رئيسجمهور سابق شيلي و "لولا دا سيلوا" رئيسجمهور برزيل، از تصميم دولت اوباما براي گسترش حضور آمريكا در 7 پايگاه نظامي در كلمبيا، درست به اندازه دولتهاي "آمريكاي -2" عصباني بودند. و اين "فليپه كالدرون"، رئيسجمهور راستگراي مكزيك، بود كه مهماندار كنفرانس فوريه در "كانكون" بود - كه طي آن تصميم گرفته شد سازمان جديدي براي كشورهاي آمريكائي تاسيس شود. اين سازمان در نهايت جايگزين "سازمان كشورهاي آمريكائي" بدون حضور آمريكا و كانادا خواهد شد. نقش آمريكا و كانادا در مانع شدن از اينكه "سازمان كشورهاي آمريكائي" موضع سختتري عليه ديكتاتوري در هندوراس اتخاذ كند، نقش اساسي در برانگيختن كشورهاي آمريكاي لاتين براي ايجاد اين سازمان بازي كرد.
البته، واشنگتن از اين قدرت برخوردار است كه بتواند پنداره جنگ سرد خود نسبت به اين قاره را، با اتخاذ رفتارهاي خاص با كشورهاي بيشتر چپگراي اين منطقه، دستكم تا حدي واقعيت ببخشد. در بوليوي، انتخاب شدن "اوو مورالس" به رياست جمهوري تغييراتي را به همراه آورد كه مانند پايان يافتن رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي بود. بوميان اين كشور، كه اكثريت جمعيت اين كشور را تشكيل ميدهند، براي نخستينبار در عرض 500 سال گذشته، داراي صدائي در دولت اين كشور شدند. انسان فكر ميكند كه دولت اوباما به حد كافي شعور دارد تا در صحنه سياسي اين كشور از طرف درستي جانبداري كند. ولي نه. دولت اوباما دست به اجراي تحريم تجاري بوليوي زد كه دولت بوش ذيل "قانون ترويج تجارت و پاكسازي مواد مخدر در منطقه آند" به اين كشور تحميل كرده بود. دولت آمريكا به موجب اين قانون "پروانه تجارت بوليوي" را به اين بهانه كه اين كشور در "جنگ عليه مواد مخدر" همكاري نميكند "لغو" كرد. و هنوز هم از افشاء اينكه دقيقا به چه كسي - يعني كدام گروه مخالف - از بودجه وزارت خارجه پول ميدهد خودداري ميكند.
من از اين مزيت برخوردار بودم كه فيلم "زير مرز جنوبي" را چند هفته پيش در يك استاديوم فوتبال با حضور بيش از 6000 نفر در كوچاباما واقع در بوليوي تماشا كنم. در بخشي از فيلم، اوو مورالس داستان "توپاك كاتاري" (Tupac Katary)، يكي از رهبران سرخپوستان را كه در قرن هجدهم عليه استعمارگران اسپانيايي ميجنگيد، تعريف ميكند. اوو (مورالس) آخرين حرف كاتاري را، پيش از اينكه در آب غرق شده و سپس توسط اسپانيائيها چهار شقه شود، به خاطر آورده بازگو ميكند.
"من همچون يك نفر ميميرم، ولي به تعداد ميليونها نفر باز ميگردم."
اوو (مورالس) سپس به دوربين چشم ميدوزد و ميگويد: "حالا ما ميليونها نفر هستيم."
برخلاف واشنگتن، همه آنهائي كه در آن استاديوم حضور داشتند دقيقا ميدانستند منظور او چيست.
مترجم: علي مفرح
انتهاي پيام/ب