امروز يكشنبه 23 بهمن 1390
Sunday 12 February 2012
داخلی  »  يادداشت  »  نگاه ويژه

حساب عدالت و اسلام را از آنچه می بینید جدا کنید؛

محمد رضا حکیمی با جوانان سخن می گوید

مرجع : عدالتخانه 27 فروردين 1387 ساعت 19:46
من وظيفه شرعي و وجداني و انقلابي و انساني و اجتماعي خود مي دانم، كه در فرصت هاي مناسب حقايق دين و تعاليم قرآن مبين، و تربيت محمدي و عدالت علوي و ماهيت غدير و پيام اصلي عاشورا را در ضمن نوشتارها و رساله هايي در اختيار نسل جوان بگذارم .
محمد رضا حکیمی با جوانان سخن می گوید

آري، اگر اجتماع، هر صبح ـ همراه نشريات يوميه ـ يك كتاب نيز درباره زندگي علي (ع) بدست مردم بدهد زياد نيست، بلكه تنها راه زنده نگه داشتن نواميس زندگي همين است و بس، كه زندگي "علي روش" و اجتماعي "علي پسند" بسازيم و در اين راه اگر نيروي شورانگيز ولاي علي و معنويت خلاق تشيع و نشاط سازنده طبقه جوان به همگامي برخيزند به رسيدن مقصود اميدها خواهيم داشت. 

زندگي بشر در كره خاكي، مانند خيمه اي است كه بايد همواره ستون ميان آن افراشته و استوار باشد. (برپا نبود خيمه بي ستون) تا بشريت در سراسر نقاط زمين ازشهر، روستا، كوه و دريا و … و از ضعيف ترين تا قوي ترين همه بتواند در زير آن جاي گيرد و به همه مواهب و نعمت هاي ارض الهي «والارض وضعها للانام» (خداوند زمين را براي بهره وري همه مردم زمين قرارداد - الرحمن 55/10) برسند و در سايه اين خيمه افراشته حيات و مواهب با عدل و داد راه تكامل را بپويند و سعادت ابدي را بجويند و يقين اين ستون يعني ستون خيمه حيات بشر عدالت است. 

ليكن آنچه در تاريخ تاكنون گذشته است جز اين بوده است. ظالماني سياسي و بدتر از آن ظالمان اقتصادي ـ و مفسدان في الارض مالي ـ همواره اين ستون فرازمند را فرو افكنده اند و شكسته اند، چرا؟ براي اينكه همه كس نتوانند از سايه گسترده عدل و داد بهره ببرند و تنها خود آن ستمگران و سنگدلان و جانورخويان بتوانند زندگي ظلماني و پليد و پر از حق ربايي و ستمروايي را بر سر پا دارند و با حريم گذاري و باند بازي و ويژه خواري همه را محروم و نيمه محروم سازند و از همه فرصت هاي اخلاقي فردي و اجتماعي و از داشتن فرهنگ بي بهره گردانند و سپس خود و نزديكانشان مانند حيوانات پرواري ـ به تعبير امام علي (ع) ـ به قيمت پايمال شدن اكثريت هر جامعه اي از جوامع بشري به هر چه مي خواهند برسند و سر در آخور مال و قدرت و رفاه و شهوت داشته باشند و خورشيد حيات طيبه انساني و قرآني را به مذبح كشند و شهيد كنند. 

پيامبران الهي همواره مي كوشيدند و همه گونه تلاش مي كردند تا عمود استوار حق و عدل هميشه در ميان بشر بر پا باشد و سايبان حيات و تكامل پيوسته برافراشته ماند و خورشيد فضيلت و ارزش ها همواره بتابد تا همه انسان ها بتوانند از همه مزاياي انساني برخوردار گردند … اين گونه بود و نسل ها مي آمدند و مي رفتند و آفتاب طلوع و غروب مي كرد و دوره هاي «فترت» سپري مي گشت و بشريت در جهنم سوزان ستمگري اقتصادي مي سوخت يا ستمگري حاكماني كه خودشان و فرزندانشان ـ مثل هميشه ـ سرمايه دار بودند و دست در دست سرمايه داران چپاولگر و همسود با آنان داشتند

پس از فترت عيسوي عصر محمدي آغاز گشت پيامبر اكرم (ص) مبعوث شد و پس از آشكار ساختن دين اسلام از نخستين گام از عدالت و اجراي عدالت آغاز گرديد چنانكه امام باقر (ع) مي فرمايد: ابطل ما كان في الجاهليه و اسقبل الناس بالعدل … پيامبر (ص) هر چه در جاهليت بود (از سرمايه داري و تبعيض و تفاوت ظلم و جنايت) همه را باطل و ناروا اعلام كرد و كار را با مردم با اجراي عدالت آغاز نمود. 

و چون دور نبوت خاتم پايان گرفت حضرت محمد (ص) به امر خدا و نزول آيات غدير استوارترين ستون خيمه حيات عدالت را در جاي خويش نصب كرد و چنان صحنه اي براي اجراي اين امر عظيم و كامل كننده دين خدا ترتيب داد . كه چشم تاريخ و بشريت تا هماره تاريخ بدان خيره است . خاتم پيامبران(ص) در برابر چشمان خورشيد تابان و در كنار بركه خشك و غدير سوزان «جحفه» در زير سايه درختان باغ بياباني و با حضور بيش از 100 هزار تن از اصحاب ـ كه در آخرين سفر حج پيامبر (ص) (حجه الوداع) شركت كرده بود ـ علي (ع) را چونان استوارترين ستون عدالت و عماد حقيقت در كانون حيات بشري نصب كرد … 

و اكنون علي ماند و قرآن و قرآن و علي(علي مع القرآن والقرآن مع علي). 

حال بايد بر طبق اين كتاب قسط و عدل، قسط و عدل اجرا گردد و اساسي ترين مشكل قريش حجاز و سرمايه داران بازار مكه با قرآن از نخست همين نكته بود كه قرآن مي گفت بايد عدالت اجرا شود. ظلم و چپاول و تبعيض و شقاوت ويژه خواري و طغيان مداري بر افتد . تا اينجا كه قرآن خوانده شود و تجويد و ترتيل و تشريح و تحفيظ داشته باشد مشكلي نبود . بلكه

اساسي ترين مشكل قريش حجاز و سرمايه داران بازار مكه با قرآن از نخست همين نكته بود كه قرآن مي گفت بايد عدالت اجرا شود. ظلم و چپاول و تبعيض و شقاوت ويژه خواري و طغيان مداري بر افتد . تا اينجا كه قرآن خوانده شود و تجويد و ترتيل و تشريح و تحفيظ داشته باشد مشكلي نبود
همه جنگ هاي نظامي و سپس نبردهاي فرهنگي، براي آن بود كه به قرآن عمل نشود، و آياتي مانند «ان الله يامر بالعدل»(نحل، 16/90) و «ليقوم الناس بالقسط»(حديد 57/25) مطرح نگردد . 

بازار مكه ـ به رياست ابوسفيان (سرمايه دار معروف اموي) ـ با دربار بيزانس و بازرگانان آن سامان، معاملات و تجارات خارجي وسيعي داشت و بدين گونه اهرم هاي مهم چپاول سرزمين حجاز در دست تجار اموي بود و قرآن يكباره، مانند رعد و برقي كه دل شبي سياه و زمستاني را بشكافد، شب سياه جاهليت سياه تر را شكافت و توده سياه روزگار و سران سياهكار قريش ـ و هم يهود و مسيحيان همكار با آنان را ـ به مبارزه طلبيد و همه معيارهاي جاهليت و تكاثر و فخر فروشي و مال اندوزي و شخصيت سازي هاي كاذب و موهوم را پايمال كرد . 

پس مشكل اصلي، آيات اين كتاب غير عادي بود كه اجازه نمي دارد با عامل قدرت، فواصل طبقاتي ايجاد كنند، و خون توده ها را بمكند و جواناني خام و فاقد تربيت ديني و سلامت اخلاقي، به اتكا به حاشيه امني كه دارند، از قدرت استفاده برند و خون و مال مردم را بر خود حلال دانند . قرآن كتاب قسط بود و علي تجسم اعلاي قسط … پس مشكل علي و مشكل قرآن يكي بود: اجراي عدالت … 

تاريخ بي عدالت و بي عدالتي ها با علي روبرو شد… و دست ابوسفيان ها و يهود پول پرست جزيره العرب، از آستين هايي ديگر درآمد، تاريخ راه خود را عوض نكرد، بلكه علي(ع) را از سر راه خود برداشت. سير تاريخ به بشريت صدمه اي جبران ناپذير زد، نه به علي(ع)، تاريخ از علي(ع) چه چيز را گرفت؟ حكومت چند ساله و فرصت اجراي عدالت را، اما آيا توانست درخشش ابدي علي(ع) را از او بگيرد؟ و انسانيت را از خضوع در برابر او باز دارد؟ و عدالت او را هماره ـ چونان تنديس هاي والايي ياد نكند؟ 

ابرها با خورشيد چه مي كنند؟ آيا مي توانند تشعشع آفاق گستر خورشيد را براي هميشه بپوشانند؟
علي(ع)، مربي و امامي است كه اهل ملل و اديان عالم (حتي دانشمندان ماركسيست مانند پطروشفسكي)، به عظمت او اقرار مي كنند، اديب جهاني مسيحي، جرج جورداق لبناني، او را «صوت عدالت انساني» مي نامد، و پنج جلد كتاب بي نظير درباره او مي نويسد و دست تمنا به سوي تاريخ مي گشايد و به تاريخ خطاب مي كند: آيا نمي شود ـ به نام تكرار تاريخ ـ يك علي بن ابيطالب ديگر به بشريت ارزاني داري؟ 

چهره علي(ع)، در هاله اي اثيري، از عدالت و انسان دوستي، هر لحظه بر زندگي بشريت مي تابد، و خون عدالت، كه به هنگام «نماز صبح» از پيشاني نوراني او بر محراب ريخت، هر بامداد خورشيد را بيدار مي كند، تا فرياد علي (ع) را همگان بشنوند: عدالت، عدالت … و سرانجام اين عدالت است كه بر همه جا و همه چيز حاكم مي گردد و «عدل آفاقي» و «عدل انفسي» هر دو به پايداري مي رسند، كساني كه بر ضد عدالت سخن مي گويند ـ به هر بياني و در هر مكاني ـ يا در عقل نابالغ اند، يا برده بردگان شكم و چيزهاي ديگرند، يا از سرخباثت ذاتي، دشمن اكثريت بشرند و منكر انسان و انسانيت. آري: 

از صداي سخن «عدل» نديدم خوشتر         يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند 

با اجازه حضرت خواجه، بر جاي واژه «عشق» در بيت فوق زيباي او ـ در اين جا ـ واژه «عدل» گذاشتيم، به اين عذر، كه اگر عشقي كه خواجه مي گويد عشق ابدي كلي نيست(كه حتماً همين است) سخني پوچ است، و اگر عشق ابدي كلي است عشق به خداوند و عشق به خدا از عشق به انسان جدا نيست، و عشق به انسان از عشق به عدالت جدا نه. اگر كسي عاشق كمال الملك باشد، عاشق تابلوهاي او نيز هست، و اگر كسي عاشق حافظ باشد، عاشق غزل هاي او نيز هست . پس عشق حقيقي و الوهي از عشق به بندگان خدا ـ كه غزل ها و تابلوهاي خدايند ـ جدا نيست . و عشق به بندگان، همان عشق به عدالت است

آري، اين سخن عدالت است كه به خورشيد گرمي مي دهد و به حيات روح، و به زندگي معني … و اين، علي بن ابيطالب (ع) است كه خورشيد افراشته ترين منظومه عدالت است، در همه آفاق تجلي و حضور، و سرآمدترين جلوه فتوت و جوانمردي است در بيكران هاي تأمل و عبور، و خون جاري است در همه عصرها و عرصه هاي شهادت . 

پس دم زدن، از نام اين قديس عرصات قدوسي، و اين پرونده ارواح جبروتي، و اين شاهد حقانيت هدايت قرآني، و اين چكيده رسالت محمدي، و اين محراب تعبد خون در اثير فجر سبوحي، و اين دست هاي خشن كارگرانه در نخلستاني وقفي، و اين دوش خسته از حمل خوراك براي كودكان يتيم كوفي، و اين مساواتگراي بي مانند در تاريخ همه ارزش هاي بشري، و اين «فرياد عدالت انساني» و اين تنها پناه همه بي پناهان پهنه هاي رنجزاد زندگي … آري، دم زدن از نام اين الگوي الوهي، و انفجار عدالت در لحظه هاي حضور هستي … چندان هم ساده نيست . علي علي گفتن، غير از علي وار زندگي كردن و رضاي خاطر علي
مشكل اصلي، آيات اين كتاب غير عادي بود كه اجازه نمي دارد با عامل قدرت، فواصل طبقاتي ايجاد كنند، و خون توده ها را بمكند و جواناني خام و فاقد تربيت ديني و سلامت اخلاقي، به اتكا به حاشيه امني كه دارند، از قدرت استفاده برند و خون و مال مردم را بر خود حلال دانند . قرآن كتاب قسط بود و علي تجسم اعلاي قسط … پس مشكل علي و مشكل قرآن يكي بود: اجراي عدالت …
را ـ با اجراي عدالت به دست آوردن، و حاكميت اسلامي داشتن است


بايد اگر نام علي(ع) در كار است، عدالتي را كه مرده، و هفت كفن پوسانده است و وضع اقتصاد معيشتي ملت را از اوايل دوره قاجار تا سقوط رژيم سابق، بسيار ظالمانه تر، فاسدتر، طبقاتي تر، تكاثري تر و محروم كش تر كرده است، از نو زنده كرد اما چگونه و با كي، و با كدام كساني امين … خدا ترس و معتقد به آخرت و سؤال و جواب و قاطع و مرد، آيا با همين امتحان داده هاي برده دنيا و مال و رسواي هوي و هوس و شهوت و غضب ـ در هر لباسي ـ مي توان دم از «امير المؤمنين(ع)» و «رفتار علوي» زد؟ « هيهات هيهات لما توعدون » ( مؤمنون، 33/36 ) 

من مطلعم كه بعضي از بزرگان طالب آنند كه حاكميت اسلامي به بركت نام امير المؤمنين(ع) يا شبه اسلامي در قرن بيستم و با اين انقلاب خونبار و پر زيان در قياس ماده ـ‌ تحقق يابد. آري، در قرن بيستم، در زماني كه كسي مانند فيدل كاسترو به ايران مي آيد و متواضعانه به مقبره امام (ره) مي رود و از خانه مسكوني امام بازديد مي كند، درست چيست، درست اين است كه اين همه جنايت و رشوه خواري دلبخواهي يا اضطراري و ديگر بي عدالتي ها و حق كشي ها و خانواده هاي محروم ده ها درجه زير فقر نباشند، تا آنچه كاسترو در تأييد انقلاب ايران مي گويد، به جا باشد. 

من سالها پيش ـ سال 42-43 در مشهد در ماه رمضان (ساعت 5/12 تا 5/1) در برخي محافل كه دانشگاهيان نيز در آن حضور مي يافتند سخنراني داشتم. در يكي از روزها از ارزش هاي انسان دوستانه و تعاليم عدالت گسترانه امام علي(ع) سخن مي گفتم و به برخي از جوهره هاي تشيع اشاره مي كردن … يك روز در پايان سخنراني، يكي از دانشجويان فاضل و مطلع از مسائل اقتصاد و سياست و اوضاع روز جهان نزد من آمد و گفت: دوست داشتم كه امروز فيدل كاسترو در اين محفل بود و اين سخنان را مي شنيد تا پي مي برد كه اسلام چيست و چه دارد؟ و امروز پس از 40 سال از آن واقعه و بيش از 20 سال از انقلاب اسلامي ايران، آيا اگر كاسترو به همه جاي ايران از جمله ادارات قضايي و بازار سر مي زد، چيزي بود كه به او بفهماند كه اسلام چيست و علي كيست و پيام تشيع براي انسانيت كدام است؟ 

آري اگر بخواهيم كمي به نام علي(ع) نزديك شويم، بايد برخي از نزديك ترين كسان به خود و برخي از خود بياغازند. و آيا كارد دسته خود را مي برد، آيا كسي مي تواند باور كند كه اين جماعتي كه ميان حاكميت اسلامي و احياناً مرداني منزه ـ نفوذ كرده و به قدرت ها و پست ها رسيده اند، يعني اين خيل انسان هاي متكاثر و اترافگر سرمايه پرست، كه خود و نزديكانشان بر جان و مال و همه چيز مردم، به نام مظلومترين دين عالم(اسلام) و مظلومترين مرد عالم(علي) مسلطند، دست از اينها همه بردارند و بگذارند دوباره بويي از اسلام و عدالت اسلامي در اين مملكت بوزد و يك قطره از خون شهيدان (كه هر از گاهي هزاران جنازه از جنازه هاي آنان در كاروان هايي در سراسر ايران تشييع مي شود و اي كاش كاسترو در يكي از اين تشييع ها شركت داده شده بود) باز زنده شود و كارگر افتد. 

حكومت اسلامي پيشكش، عدالت علوي(كه همان عدالت اسلامي و قرآني است نه چيز ديگر) نيز پيشكشتان، بگذاريد انسان در برابر چهار نفر بيگانه از اسلام و مطلع از اوضاع، خجالت نكشد و بتواند اسم اسلام را بر زبان بياورد

من وظيفه شرعي و وجداني و انقلابي و انساني و اجتماعي خود مي دانم، كه در فرصت هاي مناسب حقايق دين و تعاليم قرآن مبين، و تربيت محمدي و عدالت علوي و ماهيت غدير و پيام اصلي عاشورا را در ضمن نوشتارها و رساله هايي در اختيار نسل جوان بگذارم . 

من اين نوشتار را به جوانان بي پناه ايران تقديم مي كنم : 

از دختر و پسر، از دانشگاهي، حوزه اي و ديگر جوانان؛

جواناني كه عملكردهاي ضد قرآني و ضد علوي شماري چپاولگر، و افكار شماري ديگر بي اطلاع از ماهيت اسلام محمدي علوي (و برخي معلول الفكر و مجهول الهدف ـ تا اندازه اي) رشته هاي ايمان با صلابت و استعمار شكن آنان را از هم مي گسلد، و باور مقدس را ـ كه در اثير ابديت، نور حيات آنان است ـ از دل هاي ساده و خوش باور آنان مي ربايد و كجا كه فرصت كتاب خواندن داشته باشند و بتوانند حقايق دين و سيره علي(ع) را خود بدست آورند ؟ 

مبلغان مسلك هاي استعماري و باطل، و عقايد هجو، و نفوذ طرار فرهنگي و اقتصادي و … ارزش هاي جاويد را مورد هجوم قرار مي دهند . از آن روز كه خون ملك المتكلمين و شيخ محمد خياباني و بعدها نواب صفوي – و ديگر آزادگان و آزادي خواهان اين سرزمين – بر زمين ريخت …. تا امروز روز ايران زمين، از خون خشك نشده است و انسان ايراني از تشييع جنازه شهيد فارغ نگشته است و در برابر كساني به ريش اين ملت مي خندند و به دليل همدستي يا داشتن «حاشيه امن» (كه لعنت خدا بر آن باد)، مال جامعه را چپاول مي كنند و خون مردم را مي مكند و چه بي گناه است؟ و چه غريب است اسلام؟ و چه مظلوم است اميرالمؤمنين(ع)، مظلوم حتي به دست مدعيان دوستي! 

باري، جوانان عزيز! 

اگر مي خواهيد «اميرالمؤمنين
اگر بخواهيم كمي به نام علي(ع) نزديك شويم، بايد برخي از نزديك ترين كسان به خود و برخي از خود بياغازند. و آيا كارد دسته خود را مي برد، آيا كسي مي تواند باور كند كه اين جماعتي كه ميان حاكميت اسلامي و احياناً مرداني منزه ـ نفوذ كرده و به قدرت ها و پست ها رسيده اند، يعني اين خيل انسان هاي متكاثر و اترافگر سرمايه پرست، كه خود و نزديكانشان بر جان و مال و همه چيز مردم، به نام مظلومترين دين عالم(اسلام) و مظلومترين مرد عالم(علي) مسلطند، دست از اينها همه بردارند و بگذارند دوباره بويي از اسلام و عدالت اسلامي در اين مملكت بوزد
امام علي بن ابيطالب(ع)» را بشناسيد، اين است گوشه هايي از شناخت اميرالمؤمنين(ع): 

1) اميرالمؤمنين (ع)، به مالك اشتر گفت: «به هنگام رسيدن به قدرت، نور چشمان و نزديكان و وابستگان را به خود نزديك مساز، و براي آنها «حاشيه امن» درست مكن، زيرا نزديكان قدرت، ويژه خوارند و تجاوزگر؛ اينان به حقوق مردم دست درازي مي كنند و تن به عدل و انصاف و قانون نمي دهند، تو ريشه اينان را قطع كن»: ( ثم انّ للوالي خاصّهٌ و بطانه فيهم استئثار و تطاول …) 

2) روزي سرمايه داران نزد اميرالمؤمنين (ع) آمدند، و گفتند : ما به اسلام خدمت كرده ايم و از مال خود هزينه داده ايم … اكنون جانب ما را رعايت كن! فرمود: «اين قرآن است در پيش روي ما، ما اين سيره و رفتار پيامبر(ص) است كه هنوز ما فراموش نكرده ايم. از نظر قرآن هيچ كس بر ديگري برتري ندارد مگر به تقوي و پايبندي به ارزش ها. آيا شما بر خدا و پيامبر خدا منت مي گذاريد كه به اسلام درآمده و به آن خدمت كرده ايد؟ اگر راست مي گوييد بايد خدا را شكر كنيد، كه شما را به دين اسلام هدايت كرد نه اين كه ويژه خواهي كنيد و در طلب رانت خواري و موافقت هاي اصولي باشيد و پست هاي پولساز، و تأسيس شركت هاي دزدپرور ….» 

3) اميرالمؤمنين (ع) مي فرمود: «خداوند بر حاكم اسلامي واجب كرده است كه زندگي او با پايين ترين فرد جامعه همسطح باشد، تا اگر كسي دچار فقر و كمبود شده باشد، ناراحت نشود، و مسؤولان جامعه را با خود همسان ببيند. » ( كي لايتبيغ بالفقير فقره ) 

4) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «حاكم اسلامي نبايد در مهماني هاي اشرافي كه اشخاص فرودست در آنها دعوت نشده اند و حضور ندارند، و فقط سفره ها و مهماني ها و سالن هاي عروسي، خاص اشراف است – در هر لباس شركت كند. و نبايد بر سر چنين سفره هايي بنشيند».

5) روزي در ايام عيد قربان، دختر اميرالمؤمنين(ع) و گردنبندي از بيت المال – با ضمانت – به عاريه گرفت كه پس از سه روز بازگرداند؛ اميرالمؤمنين(ع) چنان بر مسئوول بيت المال خشم گرفت كه گفت اگر دخترم آن را به ضمانت نگرفته بود، دست او را به نام دزد بيت المال قطع مي كردم. آن گاه سطح برخورد را عوض كرد و از مؤاخذه يك مسؤول مالي به اندازه بلنداي آفتاب بالاتر برد و به خود دختر درباره ضرورت مساوات در جامعه اسلامي سخني گفت كه چون خورشيد تا هماره، لحظات حيات بشري را گرم و سرشار مي سازد. فرمود: «آيا همه زناني كه از مدينه به كوفه آمده اند امروز اين چنين گردنبندي دارند كه تو مي خواهي داشته باشي؟ اي دختر علي! مگذار شيطان بر تو مسلط شود.» (يعني تفاوت و فاصله هاي طبقاتي، از اعمال پليد شيطاني است، و بر باد دهنده جامعه و ارزش ها)

6) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «مبادا تصور كنيد جامعه بدون اجراي عدالت اصلاح مي شود. اصلاحات بدون اجراي عدالت (و بر اساس مكتب هاي اقتصاد سرمايه داري )، چيزي است كه عاملان نفوذي استعمار ديكته مي كنند و خواب و خيالي بيش نيست. «الرعيه لا يصلحها الا العدل» توده را جز اجراي عدالت، چيزي اصلاح نمي كند و جز عدالت چيزي ننگ مفاسد جامعه هاي فاسد الاقتصاد برطرف نمي سازد. 

7) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «پست ها و مقام هاي حكومتي و اداري، امانت است در دست شما، نه دكه چپاول اموال عمومي و غارت اموال خصوصي» (و ان عملك ليس بطعمه، و لكنه في عنقك امانه …) 

8) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود : « بايد بر بازارها و نرخها و ترازوها نظارت شود، و ناظر خائني كه پول مي گيرد و از ستم هايي كه در خريد و فروش بر مردم بي پناه مي رود چشم مي پوشد، به شديدترين وجه مجازات شود …… تازيانه بخورد و دور شهر گردانده شود تا همه مردم خائنان را بشناسند » 

9) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «اگر حسن و حسين خطايي كنند، كمترين گذشتي در حقشان نخواهم كرد».

10) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «من هنگامي كه به حاكميت شما رسيدم چند درهم و اندكي و كمي لباس مندرس كه خانواده ام بافته اند داشتم حال اگر به هنگام پايان كار بيش از اين چيزي داشتم، خائنم و به جامعه و مردم خيانت كرده ام».

11) اميرالمؤمنين(ع) هميشه مانند يك كارگر پركار كار مي كرد، و از زحمت خود نخلستان هايي پديد آورده بود. هنگامي كه درآمد اين نخلها را مي آورند (و گاه مبلغ زيادي هم مي شد) همه را به مستمندان و نداران مي داد و سپس به بازار مي رفت و شمشير خود را براي فروش عرضه مي كرد و مي فرمود: «اگر شام امشب را مي داشتيم، شمشيرم را نمي فروختم» و در آخر هم نخلستان هايي را كه به دست خود پديد آوره بود وقف كرد و به «اوقاف علي» معروف كرد . 

12) اميرالمؤمنين(ع)، يكي از شخصيت هاي بسيار برجسته و مشهور شيعه بصره، يعني ابوالاسود دئلي را در بصره به منصب قضاوت گماشت. سپس اندكي نگذشته بود كه او را با وجود نداشتن نيروي انساني كافي از قضاوت عزل كرد. ابوالاسود پرسيد: چرا معذولم كردي؟ من كه نه جنايتي كرده ام نه خيانتي! فرمود: «درست است ليكن يك روز ديدم به هنگام سخن گفتن با مراجعه كننده به دادگاه صدايت را كمي بلندتر از او كرده اي!؟» اي روزگار! 

اي روزگار مي شنوي! و مي شنوي كه علي(ع) چه گفت و چه كرد؟ و مي شنوي كه…. چه دادگاه هايي را اسلامي مي نامند؟ اي روزگار اگر مردم از اسلام ببرند و بي دين شوند (مردمي كه نمي دانند حقيقت اسلام چيست و حاكم اسلامي كيست و عملكردش چگونه بوده است و دادگاه اسلامي يعني چگونه دادگاهي) آيا
در برابر كساني به ريش اين ملت مي خندند و به دليل همدستي يا داشتن «حاشيه امن» (كه لعنت خدا بر آن باد)، مال جامعه را چپاول مي كنند و خون مردم را مي مكند و چه بي گناه است؟ و چه غريب است اسلام؟ و چه مظلوم است اميرالمؤمنين (ع)، مظلوم حتي به دست مدعيان دوستي!
گناه آن به گردن علي(ع) و ابوالاسود از شده است يا...

13) اميرالمؤمنين(ع) گناهكاران را به توبه فرا مي خواند و اصرار نداشت كه هر طور شده آنان را رسوا شوند. اجراي حد در اسلام درباره بعضي گناهان براي پاك شدن خود شخصي است كه گناهي بزرگ مرتكب گشته است نيز پاك شدن فضاي زندگي و جامعه از آثار بد گناه و امواج مضري كه گناه منتشر مي كند. با وجود اين امور روزي مردي نزد اميرالمومنين(ع) آمد و گفت: من زنا كرده ام يعني حد زنا را بر من جاري كن. حضرت سوالاتي از او كرد كه شايد جوابي بده كه حد از او برداشته شود و سرانجام كه پس از چندين بار مراجعه و اقرار او اجراي حد لازم شد خشمگين شد و فرمود: چرا اين مرد در خانه خود نزد خداي خود توبه نكرد و آمد نزد ما اقرار كرد. «فوالله لتوبته في ما بينه و بين الله، افضل من اقامتي عليه الحد – به خدا سوگند اگر او بين خود و خداي خود توبه كرده بود (براي پاك شدنش و آمرزيده شدنش) خيلي بهتر بود از اين كه من حد خداي را بر او جاري كنم ….. » 

14) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «مبادا حكومت اسلامي هميشه براي اجراي عدالت ميان طبقات ضعف برود و اموال آنان را بگيرد و زير فشار قرارشان دهد، تا از حكومت ببند مايوس شوند».

15) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «عالمان و آگاهان جامعه، در برابر محروميت محرومان بي پناه، و قدرت مالي و نفوذ ثروتمندان كه موجب همه گونه برخورداري آنان مي شود در نزد خدا مسئول اند.» 

16) اميرالمؤمنين(ع) روزي كارگر مسيحي را ديد كه از كار افتاده بود و گدائي مي كرد. اين وضع را ضد جامعه و حكوت اسلامي مي دانست كه كسي از روي نياز دست به گدائي به سوي مردم دراز كند فرمود:« از بيت المال براي او حقوق ماهانه معين كنند .» 

17) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: « فقط اجراي عدالت (پايمال كردن زندگي طبقاتي و معيشت اشرافي) است كه دين و احكام دين را زنده نگاه مي دارد. (پس اگر حاكميتي نام دين بر خود بگذارد و عدالت معيشتي و قضائي و اجتماعي را اجرا نكند دين را پايمال كرده است و مردم را از دين برانده است. 

آيا اين سخن درست نيست؟ آيا بايد يك عده انسان بيچاره و زحمتكش مملكت را اداره كنند و كارهاي سخت و مرزداري و ايجاد امنيت و كشته دادن را بر عهده بگيرند تا اندكي رفاه پرست سرمايه دوست خدا نشناس خود و نزديكانشان هرگونه مي خواهند زندگي كنند و در سفرها و سفره ها قارون را به فراموشانند! نه اينها خواب است و خيال و دوام ندارد. مردم هوشيارتر از اينند كه اين جنابات بي سابقه را آن هم به نام دين و امير المومنين(ع) تحمل كنند به قول خود امير المومنين(ع): «الحيف يدعوا الي السيف».

18) اميرالمومنين(ع) مي فرمود: «من قدرتمندان را خوار و ناتوان مي كنم، تا حق ضعيفان را از حلقوم آنان بيرون كشم، ضعيفان جامعه را چنان قدرت مي دهم، كه بتوانند به حق و حقوق خويش برسند» . 

19) امير المومنين(ع) مي فرمود: «شبها برويد و نياز مردمان نيازمند را – حتي آنان كه در خوابند – برآورده سازيد ».
 
20) اميرالمومين (ع) مي فرمود: «اگر حكومت، اسلامي باشد، به احدي ظلم نمي شود حتي غير مسلمان؛ و زندگي هيچ كس با محروميت و كمبود نمي گذرد حتي غير مسلمان ».

21) امير المومنين(ع) مي فرمود: «اشخاص سازشكار، اشخاص فساد پذير (و ضعيف النفس و دنيا دوست) و اخاصي كه بخواهند به خود و نزديكانشان چيزي برسد هيچگاه نمي تواند حكومت اسلامي تشكيل دهند و مطابق رضاي خدا را اداره كنند.» 

22) اميرالمومنين(ع) در مورد زني كه خليفه ثاني دستور داده بود او را رجم كنند به خليفه گفت: «او را ترسانده اي؟» گفت: آري؛ فرمود: «او ما سمعت رسول الله(ص) يقول : لاحد لمعترف بعد بلاء انه من قيدت او حبست. او تهددت فلا اقرار له، آيا از پيامبر (ص) نشنيدي كه فرمود: همانا هر كس دستگير شود يا زنداني گردد يا مورد تهديد قرار گيرد و اقراري كند اقرارش هيچ ارزش قضائي ندارد». خليفه آن زن را آزاد كرد، بعد گقت: زنان عالم عاجزند كه فرزندي مانند علي بن ابي طالب بزايند. 

23) امير المومنين(ع) مي فرمود: «بدترين توشه اي كه انسان براي آخرت خود بفرستد، ظلم و تجاوز به حقوق مردم است». ( در معامله و بازار در خريد و فروش، در قضاوت، فكر، فرهنگ …. ) 

24) اميرالمومنين(ع) شهر كوفه را به هفت بخش تقسيم كرده بود و قسمت همه مردم را از بيت المال به طور مساوي مي داد. يك بار كه اجناسي به بيت المال رسيده بود و آنها را به هفت قسمت – براي هفت بخش كوفه تقسيم كرد، يك گرده نان زياد آمد آن را نيز هفت لقمه كرد و بر سر سهم هر محله يك لقمه گذارد

عالمان متعهد نبايد بگذارند، دين خدا و سيره و عمل اولياي خدا فراموش شود، تا جوانان سر خورده از عملكردها دوباره رو به سوي دين بياوند . 

25) اميرالمومنين(ع) منطق قرآن كريم را
مردم بايد يكصدا و با نيت خالص، نه با اغراض شخصي يا اهداف مرموز به «امر به معروف» و «نهي از منكر» بپردازند و ابتدا مقامات بالايي را چنانچه اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرده است امر به معروف و نهي از منكر كنند، و سپس بازارها و دادگاه ها را. كه ام الفساد و ويران كننده بنياد هر جامعه و ضايع كننده ارزش هاي ديني و سست كننده مردم نسبت به دين و سامان گسل آرمان نسل جوان در هر جامعه، دو چيز است: اقتصاد فاسد و قضاوت فاسد و هر دو سر در آخور هم دارند.
منطق مساوات
مي دانست. روزي شماري از مهاجران و انصار نزد او آمدند و از خدمات خودشان به اسلام (چاپ و پخش اعلاميه و كمك به زندانيان دوره طاغوت) مثلاً سخن گفتند و طالب پست هاي كليدي و امتيازات مالي شدند. علي(ع) فرمود: «اين مال، مال خدا است و شما همه بندگان خداييد و من در كتاب خدا نظر كردم و نديدم كسي را بر كسي امتيازي داده باشد .» 

26) اميرالمومنين به كارگزاران به كارگزاران حكومت اسلامي مي نوشت(آيين نامه) ادقوا اقلامكم و قاربوا سطوركم و احذفوا من فضولكم، و اقصدو اقصد المعاني، و اياكم و الاكثار، فان اموال المسلمين لاتحتمل الاضرار ... قلم هاي خود را زير سر كنيد، خط ها را نزديك به هم بنويسيد حرف زيادي ننويسيد فقط سعي كنيد مقصود را (با كمترين عبارت) برسانيد و مبادا در مصرف ذره اي زياده روي كنيد، زيرا (اموال دولتي) اموال مسلمانان (اموال عمومی و اموال جامعه، و يتيمان و محرومان و زمينگيران و از كارماندگان و بيوه زنان، و بيماران بي پزشك و دارو، و …… ) است و هيچ كس نمي تواند حق ندارد (سرسوزني) به اموال عمومي زيان برساند.
 
يا اميرالمومنين(ع)! با اين كه تو خود مي داني كه اكنون با اموال عمومي (و آنچه متعلق به دور افتاده ترين روستائي شكسته بال اسير صحرا و خاك است تا محرومترين انسان شهري) چگونه معامله مي شود و چگونه بر ضد نص قرآن «دوله بين الاغنياء» (حشر، 59/7) در دست شماري توانگر جلاد مي گردد… و خرج هاي طاغوتي و سفرها و سفره ها چپاولگري چپاولگران جوان بي عقل و بي دين – در حاشيه هاي امن و در هر لباس – و سود خواري ها و تعطيل كردن كارخانه ها و بي كار كردن ده ها ده ها خانوار سر به بالين خشت و ناده و به بخور و نمير ساخته براي وارد كردن جنس توليدي از خارج و به جيب زدن سودهاي كلان، …… و ……. و …… كه همه اينها ناتوان يا خداي ناخواسته خائن بودن مديران را نشان مي دهد. 

يا اميرالمؤمنين! از خداي متعال بخواه كه ما را از دست نفوذي ها، دزدان جلاد اقتصادي، نفس مال دوست و شهوت پرست نجات دهد. 

يا اميرالمؤمنين(ع)! بر آبروي حقايق تعاليم قرآن و سنت محمدي(ص) و تعاليم آفتاب سان شما نيفزوديم، از خدا بخواه كه بيش از اين آبروي دين ابدي خدا را نبريم! 

27) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: « راه حق و عدالت را بپيمائيد، توده ها را ناراضي نكنيد و اشراف بي تعهد و امتياز طلب و سرمايه داران را از خود دور كنيد .» 

28) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «براي قضاوت، بهترين و با فضيلت ترين قاضيان را انتخاب كنيد، كه نه رشوه مي گيرند و نه هيچ رايي بر آنان تحميل مي شود .» 

29) اميرالمؤمنين(ع) مي فرمود: «در ميان بازاريان و اهل معامله، انسان خبيث و طماع بسيار است، پس بر نرخ ها نظارت كنيد و نگذاريد مردم زير ساطور قصابي اين جلادان پول پرست و بي وجدان قيمه قيمه شوند .» 

30) اميرالمؤمنين(ع) درباره كاركنان و كارگزاران و قاضيان حكومت اسلامي اين گونه بود كه هرگاه، خطا يا دزدي كنند، يا رشوه بگيرند، آنان را به بدترين صورت افشا كند. روش حكومت اسلامي اين است و در بخش نامه هاي نهج البلاغه (بخش دوم)، به اين نامه هاي تند و افشاگرانه ـ درچندين ـ مورد برمي خوريم. غير از اين يعني ماست مالي كردن جنايت اشخاص، به ملاحظه نظام، يا لباس، يا آبروي نظام، هرچه باشد ضد اسلام است. آيا اميرالمومنين(ع) كه آن گونه افشاگري مي كرد آبروي اسلام و نظام اسلامي را دوست نداشت. اينها حرف مفت است و دنيا خواري … و باند بازي… 

و سرانجام، اميرالمومنين(ع) بود كه مي فرمود: بايد حاكم اسلامي به كساني كه حرف حق مي زنند ـ اگر چه تلخ- باشد بيشتر احترام بگذارد، كساني كه به عملكردهاي نادرست روي خوش نشان نمي دهند و مي گويند و مي نويسند و مخالفت مي كنند . اينان مرزبانان راستين دين خدا و باورهاي استوار اجراي عدالتند، بايد حاكميت در برابر اينان خضوع كند و مرتفع ترين سكو را براي «فرياد عدالت» در اختيار آنان بگذارد. 

آري چنانچه 40 سال پيش در كتاب «سرود جهش ها» نوشته ام، متاسفانه بايد همان سخنان را تكرار كنم . 

اجتماعي كه ميدان ها و معابرش با وجود همه گونه ظلم و رانت خواري و چپاول گري و آقازاده پروري و حاشيه امن سازي و رشوه گيري و حق كشي همچون گورستان كهنه، پر از پيكرهاي بي صداست، قابل سكونت نيست

مردم بايد يكصدا و با نيت خالص، نه با اغراض شخصي يا اهداف مرموز به «امر به معروف» و «نهي از منكر» بپردازند و ابتدا مقامات بالايي را چنانچه اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرده است امر به معروف و نهي از منكر كنند، و سپس بازارها و دادگاه ها را

كه ام الفساد و ويران كننده بنياد هر جامعه و ضايع كننده ارزش هاي ديني و سست كننده مردم نسبت به دين و سامان گسل آرمان نسل جوان در هر جامعه، دو چيز است: اقتصاد فاسد و قضاوت فاسد و هر دو سر در آخور هم دارند. 

و اين بود سخني به كوتاه درباره «مرزبان بزرگ قرآن»، «وجدان انسانيت قرون» و «بر جاري صلابت اعصار» ... اللهم انك تعلم انا لا نريد – و انت الشاهد الحق – الا ان نرد المعالم من دينك، و نظهر الاصلاح في بلادك و ان يامن المظلومون من عبادك و ان يقوم الناس بالقسط ... فيعبدوك و لا يشركوا بك شيئاً...ولاحول ولا قوه الا بالله.


.

کد مطلب : 1561
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :