با ترجمه "جمشید احمدپور" روانه بازار شد؛
معرفي كتاب «تحليل امپرياليسم» نوشته «مايكل كيدرون»
24 مرداد 1389 ساعت 15:03
«تحليل امپرياليسم» با مقالاتي از «مايكل كيدرون»، «كريس هارمن» و «آلكس كالينكوس» درصدد شناخت ريشههاي انديشههاي نئومحافظهكاران آمريكايي و بررسي موفقيت يا عدم موفقيت رويكرد نظاميگرايانه آنها در عصر جديد است.
درست پس از آنكه نومحافظهكاران در كاخ سفيد مستقر شدند، آن دسته از مسايلي كه اقتصاد ايالات متحده را تهديد ميكند، ابعاد واقعي خود را نشان داد. اقتصاد اين كشور كه پس از ركود اوايل دهه 1990 بهبود يافته بود و در اواخر اين دهه به رشد 40 درصدي رسيده بود، آشكارا تحت تاثير امواج ركودي قرار گرفت كه از 1997 در آسيا برخاست و سرتاسر روسيه و آمريكاي لاتين را درنورديد تا 1999 كه اكثر صاحبنظران جريان اصلي اقتصاد، با مقابل قرار دادن وضعيت ايالات متحده در برابر ژاپن كه از كسادي كم و بيش پايداري رنج ميبرد و آلماني كه با كندي رشد مواجه بود، سخن گفتن از «الگوي نوين اقتصادي» را آغاز كردند و خبر از پايان چرخه رونق- ركود دادند اما به يكباره، رونق در ماههاي پيش از 11 سپتامبر محو شد و شركتهاي ايالات متحده دريافتند كه درباره سودهاي بيش از 50 درصدي خود گزافهگويي كردهاند.
اقتصاد داخلي ايالات متحده بر جريان ورودي ذخاير از خارج، اتكا داشت به شكلي كه در سال 1999، حجم سالانه آن بالغ بر 300 ميليارد دلار و در مجموع به دو هزار و پانصد ميليارد دلار ميرسيد و وابستگي رشد يابنده اقتصاد ايالات متحده به بقيه جهان هر روز بيشتر ميشد. آسيا بزرگترين منبع ذخاير ورودي ايالات متحده به شمار ميآيد كه سهم آن چيزي نزديك به 40 درصد كل اين ذخاير را تشكيل ميدهد.
(نيمي از آن به ژاپن تعلق دارد) پس از آسيا، اروپا قرار دارد كه يك پنجم اين جريان ورودي را تامين ميكند. در يك چنين شرايطي است كه سياست نئومحافظهكاران يعني بالا بردن بعد نظامي براي ايجاد يك چرخه سودمندتر به معني اين است كه جهان بايد هزينههاي اعمال قدرت ايالات متحده را بپردازد.
آنچه خوانديد بخشهايي از مقاله «تحليل امپرياليسم» از "كريس هارمن" بود كه در آن هارمن با بررسي نظريههاي كلاسيك امپرياليسم وضعيت كنوني اقتصاد ايالات متحده آمريكا را بررسي ميكند. هارمن در مقاله خود وابستگي ايالات متحده به واردات را به وضعيت قدرتهاي اروپايي در 1914 شبيه ميداند و تلاش اقتصادي آمريكا را همراه با تامين مالي ارتش با در نظر گرفتن رويكرد نظاميگرايانه نئومحافظهكاران موجب اختلال در دلار و چرخش توازن قدرت مالي در بازارهاي جهاني سرمايه ميداند.
او با نگاه به تجربه اروپا در كنار گذاشتن استعمار در دهههاي 1950 و 1960، به ايالات متحده هشدار ميدهد كه از رويارويي با جنبشهاي ملي برحذر باشد، چرا كه در نهايت اين رويارويي منافعي براي آمريكا ايجاد نخواهد كرد و پيروزي ايالات متحده در اين عرصه نقطهضعف آن خواهد بود. هارمن در نهايت تئوري «قدرت نظامي مايه رونق اقتصادي» را رد ميكند چرا كه آمريكا ديگر قادر به ايجاد درآمدهايي نيست كه بتواند هزينهها و مصارف خود را جبران كند و به دوران رونق بازگردد. «تحليل امپرياليسم» با مقالاتي از «مايكل كيدرون»، «كريس هارمن» و «آلكس كالينكوس» درصدد شناخت ريشههاي انديشههاي نئومحافظهكاران آمريكايي و بررسي موفقيت يا عدم موفقيت رويكرد نظاميگرايانه آنها در عصر جديد است.
كتابي كه با مطالعه استراتژيهاي كلان دولت آمريكا به نبرد اقتصادي براي بقا در جهان سوم تاكيد ميكند و بيدارباشي به جنبشهاي مردمي اين منطقه است تا آنها در دوران جديد با درك شرايط اقتصادي جهان جديد، راه آينده خود را انتخاب كنند. چرا كه در غير اين صورت سهم آنها از كيك اقتصاد جهاني به تعبير هارمن در حد همان خامهاي است كه صرف نوشتن كلمات تبريك روي كيك ميشود و هرگز شامل حتي قطعهاي كوچك از كيك نخواهد بود.
«تحليل امپرياليسم» نوشته «مايكل كيدرون»، «كريسهارمن» و «آلكس كالينكوس» را با ترجمه «جمشيد احمدپور» نشر نيكا، رهسپار بازار كتاب كرده است.
انتهای پیام/ب