نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » گزارش » نگاه ويژه

سند منتشره توسط موسسه واشنگتن- بخش دوم

چگونه مي‌توان مردم ايران را در مقابل رژيم قرار داد؟

25 اسفند 1388 ساعت 11:01

سياست‌هاي دولت اوباما در مورد مذاكره، باعث شده تهران از تعادل خارج شود. اين مسأله موجب گرديده ديگر دشمني وجود نداشته باشد كه به خاطر مشكلات و مسائل كشور مورد سرزنش واقع شود و يا به عنوان تهديدي خصم‌آميز نمايانده شود كه نيازمند تمهيدات امنيتي داخلي باشد. به همين دليل، واشنگتن بايد به سياست مذاكره ادامه دهد تا در همين حين مطمئن شود كه مخالفين فضايي براي تنفس مي‌يابند.

اشاره: شايد در روزهاي ابتدايي حضور باراك اوباما در كاخ سفيد براي كارشناسان سياسي مشخص نبود كه رئيس جمهور جديد آمريكا قرار است از چه رهيافتي براي پيگيري سياست خارجي و امنيتي دولت خود استفاده كند. اما در ماه‌هاي اخير با اهميت دادن وي و مشاوران و نزديكانش به مساله تاثير بر افكار عمومي و اصطلاحا "خيابان‌ها" در سياست‌خارجي تقريبا همه چيز به صورت واضح و شفاف مشخص شده است.
كم نيستند مراكز تحقيقاتي امنيتي و استراتژيك كه به عنوان اتاق فكر دولت اوباما را در پيدا كردن روش‌هاي اجرايي اين رهيافت ياري مي‌رسانند. اين مراكز با اصل قرار دادن ديپلماسي عمومي و عملگر‌هاي تاثيرگذار بر روي افكار و پيام‌هاي رسانه‌اي نوعي عمليات رواني را طرح‌ريزي كرده كه بر مبناي روانشناسي سياسي عمل مي‌كند و با هدف ابزار قرار دادن ذهن مردم جامعه هدف، جهت اجراي سياست‌هاي كلي آمريكا را در اين كشورها برنامه ريزي مي‌كنند.
به گزارش فارس، موسسه "مطالعات خاور نزديك واشنگتن" (The Washington Institute for Near East Policy) اخيرا گزارشي با موضوع استفاده از اهرم‌هاي اطلاعاتي براي فشار به ايران منتشر كرده است. اين گزارش به قلم "مايكل آيزنشتات" كارشناس ارشد و مدير موسسه "مطالعات نظامي و امنيتي واشنگتن" است. آيزنشتات همچنين متخصص مسائل امنيتي اعراب-رژيم صهيونيستي و خليج فارس بوده ودر حوزه‌هايي چون نيروهاي نظامي خاورميانه، تسليحات جنگي متعارف و نامتعارف، گسترش تسليحات هسته‌اي در منطقه و سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه به نهادهاي آمريكايي مشاوره مي‌دهد.
آيزنشتات در اين گزارش ابتدا از ديد استراتژيك دولت آمريكا در رويارويي با ايران انتقاد كرده و سپس خواستار راه‌اندازي يك "برنامه استراتژيك" براي قدرتمندسازي نيروهاي مخالف داخلي در ايران و ايجاد شكاف در جمهوري اسلامي مي‌شود، تا ايران به سمتي هدايت شود كه براي كاهش فشار خارجي كه به صورت داخلي نمود پيدا كرده از اهداف استراتژيك خود- مانند برنامه هسته‌اي و غني‌سازي خود- صرف‌نظر كند.


قسمت دوم و پاياني
مترجم: محسن عبدالهي


* پيشنهادها: افزايش فشار آمريكا

همان گونه كه قبلا نيز اشاره شد، جمهوري اسلامي به احتمال زياد سياست‌هاي كنوني خود را تغيير نخواهد داد. مگر اينكه احساس كند براي متوقف كردن فشارهاي خارجي و داخلي - كه ممكن است تهديدي براي موجوديتش باشند - بايد با خواسته‌هاي خارجي در حوزه مسائل هسته‌اي موافقت كند. بدين ترتيب، بايد هدف مبارزه ارتباطاتي استراتژيك اين باشد كه از سوء‌ظن رژيم، نگراني‌هاي آن در مورد قدرت و تداوم مخالفت و اختلافات دروني‌ آن حداكثر بهره اخذ شود تا مقامات ارشد ايران قانع شوند كه سياست‌هاي داخلي و خارجي آنها عكس‌العملي شديد پديد آورده كه ممكن است موجوديت رژيم آنها را تهديد كند. در اين مبارزه و برنامه ارتباطاتي بايد اصول زير مورد توجه باشند:

# ادامه مذاكرات با ادامه فشار عليه ايران
سياست‌هاي دولت اوباما در مورد مذاكره، باعث شده تهران از تعادل خارج شود. اين مسأله موجب گرديده ديگر دشمني وجود نداشته باشد كه به خاطر مشكلات و مسائل كشور مورد سرزنش واقع شود و يا به عنوان تهديدي خصم‌آميز نمايانده شود كه نيازمند تمهيدات امنيتي داخلي باشد. به همين دليل، واشنگتن بايد به سياست مذاكره ادامه دهد تا در همين حين مطمئن شود كه مخالفين فضايي براي تنفس مي‌يابند - يعني فضاي سياسي لازم براي تظاهرات و سازماندهي، دور نگه داشتن رژيم از حالت تعادل و ابقاي احتمال تغييرات دروني. اين تغييرات، در صورت وقوع، مي‌توانند عرصه سياست و روابط قدرت را در منطقه خاورميانه به طور مثبتي دگرگون كنند.

آمريكا به منظور دستيابي بدين هدف بايد از حق مردم براي تظاهرات صلح‌آميز پشتيباني كند، و با صداي رسا به نقض حقوق بشر توسط تهران اعتراض كند. در همين حين بايد مواظب باشد كه انتظارات غير واقعي نيافريند و يا مخالفين را در نظر ايرانيان غيرمتعهد به اين مخالفت‌ها، بي‌اعتبار نسازد. واشنگتن بايد اعتراضات را با ظرافت هرچه تمام به اصول اخلاقي شيعه - مبارزه با استبداد و بي‌عدالتي - پيوند زند و به اين ترتيب با حمايت از حق مخالفين براي مقاومت در برابر جمهوري اسلامي، از زبان رژيم عليه خودش استفاده نمايد.

# محدود ساختن بيشتر آزادي عمل ايران
دولت آمريكا به منظور محدودتر ساختن حوزه آزادي عمل ايران مي‌تواند اقدمات زير را انجام دهد:
- تشديد نگراني‌هاي رژيم در مورد اتكا بر نيروهاي اطلاعاتي از طريق، مثلا، ارائه گزارش‌ نارضايتي در ميان نيروهاي رده پايين امنيتي در مورد نقش سركوبگرانه‌شان.
- محكوم كردن محاكمه‌‌ها.
- انتشار آگاهي و برنامه در مورد قربانيان برجسته رژيم.
- كمك بي‌صدا به گروه‌هاي تبعيدي ايراني كه ويدئوهاي اينترنتي در مورد خشونت نيروهاي امنيتي پخش مي‌كنند.

* تشديد بحران در داخل جمهوري اسلامي براي بازداشتن آنها از اتخاذ اقدامات مؤثر

آمريكا براي افزايش تنش در داخل رژيم و نيروهاي امنيتي بايد گزارش‌هايي را به صورت گلچين شده منتشر كند كه اين ادعا را طرح كند كه چگونه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از ارتباطات خود بهره مي‌برد تا اقتصاد كشور را كنترل كند. اين اقدامات مي‌توانند باعث شوند كه نارضايتي در ميان نيروهاي امنيتي و نظامي كه از نظر اقتصادي امتيازات خاصي ندارند، افزايش يابد. علاوه بر اين، در صورت اعمال تحريم‌هاي جديد در مورد واردات محصولات نفتي پالايش شده، واشنگتن بايد برنامه‌اي اطلاعاتي آغاز كند تا به مردم ايران اعلام نمايد كه ايران مسؤول سختي‌هاي به وجود آمده است نه دولت آمريكا يا جامعه بين‌المللي.

اين مبارزه استراتژيك ارتباطاتي بايد به دقت تنظيم شود. دولت آمريكا بايد با توسل به اقداماتي چند در ميان چندين خواسته و الزام ظاهرا متضاد، تعادل برقرار كند. اين اقدامات عبارتند از: اتخاذ موضعي متعهدانه و درگيرانه‌تر بدون تأييد ادعاهاي ايران در مورد دخالت خارجي، ياري‌رساني غيرمستقيم به اپوزسيون بدون تهييج سهوي آنها به اقدامات مبالغه‌آميز، و افزايش محتاطانه فشار بر روي ايران بدون اينكه باعث شود اين كشور واكنش شديد داخلي و يا خارجي نشان دهد.

* رهبري عمومي رئيس‌جمهور

اوباما نقشي اساسي در اين مبارزه اطلاعاتي خواهد داشت. اوباما مي‌تواند به مانند ديگر رؤساي جمهوري كه در دوران جنگ سرد فن خطابه را به كار مي‌گرفتند تا تأثير زيادي وارد كنند (براي مثال، سخنراني جان اف‌. كندي با عنوان "من يك برليني هستم" و يا سخنان احساساتي رونالد ريگان در مورد "در هم كوبيدن اين ديوار") اين قدرت را داشته باشد كه از طريق كلمات و اسناد وقايع ايران را تغيير دهد.

* ارسال پيام‌هاي مناسب و مطابق با مخاطبين و موقعيت‌ها

در پيام‌هاي ارسالي از جانب اوباما و يا ديگر مقامات رسمي آمريكا بايد چندين اصل و تاكتيك مد نظر گرفته شود:

- بين رژيم و مردم ايران تمايز قائل شويد و منازعه بر سر سياست‌هاي ايران را به صورت منازعه‌اي بين تهران و جامعه بين‌المللي تعريف نماييد نه بين ايران و "غرب" - تعبيري كه مطابق روايت رژيم درباره "برخورد تمدن‌ها" است.

- به طعنه زدن‌ها و شماتت‌هاي احمدي‌نژاد و آيت‌الله خامنه‌اي با استهزاء و تحقير واكنش دهيد تا چهره رژيم تنزل يابد و ظاهر داراي اعتماد به نفسي كه رژيم سعي در جلوه دادن آن دارد فرو بريزد.

- از ادبيات رژيم عليه خودش استفاده كنيد. زماني كه [آيت‌الله] خامنه‌اي دم از شكستن دندان آمريكا، سيلي به صورتش و كبود شدن چشمش سخن مي‌گويد اوباما نيز مشخص سازد كه اين مردم ايران هستند كه دندان‌شان توسط رژيم مي‌شكند، بر صورتشان سيلي زده مي‌شود و چشمشان با ضربه حكومت كبود و متورم مي‌گردد.

- مقايسه‌هايي در مورد تلاش‌هاي شاه براي سركوب مخالفين در 1979-1978 و تلاش‌هاي كنوني جمهوري اسلامي انجام دهيد تا حس انقلاب را در مردم بيدار كنيد.

- تأكيد كنيد كه اقدامات و كلمات رژيم باعث شده آبرو و اعتبار ايران در جامعه بين‌المللي به شدت آسيب ببيند. بنابراين اين اقدامات و اظهارات توهيني به ملت ايران محسوب مي‌شوند.

- [ادعاي]فساد و عدم پاسخگويي رژيم را پر رنگ كنيد، يعني مسائلي كه باعث شده‌اند ده‌ها ميليارد دلار از خزانه دولت ناپديد شوند. قبل از انتخابات 2009، اين فساد و عدم پاسخگويي يكي از مهمترين دلايل نارضايتي مردم عليه حكومت بود.

- با تأكيد بيان كنيد كه چگونه در زمانه‌اي كه بسياري از ايرانيان براي امرار معاش دچار مشكل هستند رژيم پول مردم را خرج جنبش‌ها و سازمان‌هايي چون حماس و حزب‌الله مي‌كند، مسأله‌اي كه تنها باعث شده مشكلات و رنج‌هاي مردم منطقه افزايش يابد. همچنين بيان داريد كه اين نوع همكاري‌ها ايران را تبديل به يك دولت منفور كرده و مي‌تواند روزي كشور را به ورطه يك جنگ فاجعه‌بار بكشاند.

- از نزديكي احمدي‌نژاد و برنامه‌هاي هسته‌اي رژيم بهره ببريد تا بدين وسيله تلاش‌هاي حكومت براي ايجاد گزينه تسليحات هسته‌اي را غيرمشروع جلوه دهيد. اين گزينه را به عنوان يكي از بخش‌هاي اصلي تلاش تهران براي مقابله با خواسته‌هاي عمومي و باقي ماندن بر سر قدرت با استفاده از زور معرفي كنيد و اعلام داريد كه از نظر رژيم يك ايران هسته‌اي در مقابل فشارهاي بين‌المللي در حوزه حقوق بشر، آسيب‌پذيري كمتري خواهد داشت.

- به نگراني‌هايي چون خيانت آمريكا به اپوزسيون داخلي در ازاي انجام معامله‌اي هسته‌اي با رژيم پاسخ دهيد. توضيح دهيد كه حل و فصل منازعه هسته‌اي به سود مردم ايران خواهد بود زيرا باعث خواهد شد كشور بيشتر در جامعه بين‌المللي ادغام شود و در اين حين واشنگتن خواهد توانست با برقراري ارتباطات منظم و هر روزه رژيم را براي رعايت حقوق بشر مداوما تحت فشار قرار دهد.

- براي مخاطبين در عراق، حوزه خليج فارس، شرق درياي مديترانه و افغانستان مشخص سازيد كه مردم ايران اسلام و نوع حكومت ارائه شده از جانب رژيم را نمي‌خواهند. علاوه بر اين، خشم پديد آمده در ميان عراقي‌ها بعد از اشغال ميدان نفتي فكه توسط ايران، زمينه‌اي مناسب پديد آورده تا پيام‌هاي ضد تهران در عراق و يا ديگر جاهاي منطقه مخابره گردد.

- مداوما سؤال‌هايي در مورد ثبات، موجوديت بلندمدت و قابليت اعتماد به رژيم به عنوان يك حامي و شريك مطرح كنيد، تا در ميان گروه‌هاي مقاومت اعراب و رژيم‌هاي منطقه و خارج از آن شك و ترديد ايجاد شود.

حتي يك روز هم نبايد سپري شود كه در آن مقامات رسمي آمريكايي مخاطبين ايراني و منطقه را با استفاده از اين اصول هدف قرار ندهند.

* بي‌اعتبارسازي روايت‌‌هاي تهران

تهران مداوما تلاش مي‌كند تا جمهوري اسلامي را به مانند يك قدرت در حال اوج‌گيري ترسيم نمايد. از طرف ديگر سعي دارد آمريكا را يك نيروي فرسوده معرفي كند كه سعي مي‌كند ايران و امت اسلامي را با دور نگه داشتن از تكنولوژي هسته‌اي و ديگر تكنولوژي‌هاي پيشرفته ضعيف نگه دارد؛ اما اين جنگ را باخته است. آمريكا بايد با پُر رنگ كردن ضعف‌هاي اساسي رژيم به مقابله با اين روايت بپردازد، ضعف‌هايي چون: نبود مشروعيت و حمايت مردمي، شكست رژيم در توسعه كارآمد بخش نفت و گاز كشور (با توجه به نبود سرمايه‌گذاري خارجي عظيم در اين بخش‌ها دورنماي توسعه بسيار غيرمحتمل به نظر مي‌رسد) و شكست رژيم براي متنوع‌سازي اقتصادي و يا ايجاد اشتغال معنادار براي 800000 جوان ايراني كه هر ساله از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصيل مي‌شوند. واشنگتن بايد هميشه و با صداي بلند تأكيد كند كه اگر ايران نگراني‌هاي جامعه بين‌الملي را در مورد مسائل هسته‌اي‌اش برطرف كند، آمريكا نيز براي برطرف كردن نيازهاي تكنولوژيكي غيرنظامي ايراني‌ها آماده است.

* تسهيل فعاليت‌هاي بخش خصوصي

سازمان‌هاي خصوصي آمريكايي به برخي از بخش‌هاي ايران بسيار بيشتر از دولت آمريكا دسترسي دارند، اين سازمان‌ها اهدافي را دنبال مي‌كنند كه مي‌توانند در خدمت نيات دولت آمريكا قرار گيرند: آژانس‌هاي خبري مي‌خواهند اطلاعات را بيرون بياورند؛ دانشگاه‌ها مي‌خواهند وارد جريان ارتباط، معاوضه دانشجو و گفتمان متقابل شوند؛ و شركت‌هاي سرگرمي مي‌خواهند موسيقي و تصاويري را ارائه كنند كه مردم مي‌خواهند اما رژيم نمي‌خواهد. واشنگتن مي‌تواند كارهاي زيادي براي تشويق و افزايش اين فعاليت‌ها انجام دهد، براي مثال سفر دانشجويان، استادان و اعضاي بخش سرگرمي ايران را به آمريكا تسهيل كند. دولت همچنين بايد با بخش خصوصي به مشورت نشسته، موانع موجود را يافته و براي آنها راه‌حل ارائه كند، براي مثال راه‌هايي را بيابد كه از طريق آنها بتوان تحريم‌هاي آمريكا را به نوعي اعمال نمود كه ارتباطات بين مردم تسهيل گردد.

* ايجاد هماهنگي بين تمهيدات ديپلماتيكي، نظامي و اقتصادي

گفته مي‌شود كه 80 درصد ارتباطات استراتژيك را عمل و 20 درصد بقيه را كلمات تشكيل مي‌دهند. اگرچه عمل رساتر از كلمات است اما كلمات مي‌توانند تأثير اقدامات را تشديد و بيشتر كنند. بنابراين آمريكا بايد در ميان اظهارات و اقداماتش در قبال ايران هماهنگي پديد آورد. براي مثال بين تلاش‌هاي وزارت خزانه‌داري (يعني تلاش براي پُر رنگ كردن ريسكي كه معامله با ايران مي‌تواند براي اعتبار شركت‌ها پديد آورد) و برنامه مبارزه استراتژيك ارتباطاتي - كه بر نقض حقوق بشر توسط تهران و نقش شركت‌هاي گوناگون ايراني در تروريسم سپاه پاسداران و فعاليت‌هاي هسته‌اي تأكيد مي‌كند - مي‌توان يك همكاري مثمرثمر بوجود آورد.

* مبارزه با فشارهاي ايران

سرانجام، برنامه ارتباطات استراتژيك آمريكا بايد به گونه‌اي باشد كه ايران نتواند از برنامه هسته‌اي كه به آرامي در حال پيشرفت است، از نيروهاي در حال رشد موشكي و يا از نيروهاي نظامي متعارف خود به عنوان اهرم فشار استفاده كند. بدين منظور دولت آمريكا بايد اصولي چند را رعايت كند.

- عدم مبالغه در مورد تهديدات ايران. مقامات آمريكايي نبايد در مورد توانايي‌هاي نظامي و دستاوردهاي تكنولوژيكي ايران در حوزه برنامه‌هاي هسته‌اي مبالغه كنند - اين امر تنها بر اعتبار تهديدات ايران مي‌افزايد و بدين ترتيب بر تأثير تبليغات آنها مي‌افزايد. بجاي اين كار بايد توانايي‌هاي ايران را زياد جدي نگيرد و البته در حين انجام اين كار هم نبايد به تلاش‌هاي آمريكا براي جلب توجه جامعه بين‌المللي به تهديدات ايران آسيب وارد كند.

- فاش‌سازي ادعاهاي نادرست. واشنگتن بايد ادعاهاي مبالغه‌آميز ايراني‌ها در مورد دلاوري‌هاي تكنولوژيكي اين كشور را فاش نمايد. براي مثال، مقامات آمريكايي مي‌توانند در ملأعام به افشاگري در مورد عكس‌هايي بپردازند كه تغيير داده شده‌اند و يا حقيقت را در مورد ويدئو‌هاي ساختي مانورهاي نظامي برملا سازند تا اعتبار سخنگويان دولتي ايران را كاهش دهند و باد حباب ادعاهاي تهران در مورد "قدرت برتر" بودن ايران را خالي نمايند.

- پُر رنگ كردن هزينه‌اي كه بايد توسط مردم ايران پرداخته شود. معمولا مقامات آمريكايي در مقابل آزمايش‌هاي موشكي، مانورهاي نظامي و اقدامات مناقشه‌آميز ايران به اظهار نگراني بسنده مي‌كنند. اما آنها بايد بيان دارند كه چگونه اين اقدامات مي‌تواند ايران را منزوي سازد و مدارك بيشتري براي مردم ايران ارائه كنند تا نشان دهند رژيم منابع ملي را در برنامه‌هايي حيف و ميل مي‌كند كه براي تهديد همسايه‌ها و بر قدرت ماندن زمامداران كنوني طراحي شده‌اند.

- اطمينان‌دادن و تحذير كردن. واشنگتن براي قانع كردن ايران به اينكه تسليحات هسته‌اي امنيتش را تقويت نكرده بلكه آن را به خطر خواهند انداخت، بايد متخصصين روابط عمومي، عمليات‌هاي اطلاعاتي و ديپلماسي عمومي را در فعاليت‌هاي منطقه‌اي‌اش وارد سازد. براي مثال، هيچگاه چنين متخصصيني با كارشناس‌هاي دفاع موشكي تبادل اطلاعات نكرده‌اند (تا تبليغات مبالغه‌آميز در مورد توانايي‌هاي نظامي ايران را خنثي سازند و يا به شهروندان كشورهاي متحد آمريكا در منطقه در مورد تمهيدات اتخاذ شده براي مقابله با تهديدات موشكي ايران اطلاعات دهند). اين وضعيت علي‌الخصوص بايد در مواردي كه آمريكا اميدوار است با حضور خود، همكاري‌هاي نظامي، انتقال تجهيزات نظامي و ايجاد يك سيستم دفاع موشكي منطقه‌اي به متحدين خود قوت قلب بخشيده و تهران را مرعوب كند، رعايت گردد. تمام اقدامات انجام شده در حوزه امنيتي بايد بر اساس تأثير روانشناختي آن در تهران و همچنين در خيابان‌ها وپايتخت‌هاي ديگر دول منطقه ارزيابي شود.

* نتيجه‌گيري

غياب يك برنامه ارتباطات استراتژيك پيچيده و قوي كه مي‌تواند فشاري مضاعف وارد آورد هنوز هم يكي از كمبودهاي اصلي در برنامه‌هاي آمريكا در مقابل ايران محسوب مي‌شود. هيچ ضمانتي وجود ندارد كه چنين برنامه‌اي - در تبعيت از تمهيدات مختلف ديپلماتيكي، اقتصادي و نظامي - باعث خواهد شد تهران برنامه‌هاي غني‌سازي اورانيوم و يا ديگر سياست‌هاي مسأله‌انگيزش را متوقف سازد. آمريكا در استراتژي‌هاي مرتبط با بازداشتن تهران از توسعه تسليحات هسته‌اي، برحذر داشتن رژيم از سركوب خشونت‌آميز اپوزسيون داخلي ويا تسهيل فعاليت‌هاي اپوزسيون بايد از مؤلفه‌هاي قوي اطلاعاتي بهره ببرد، در غير اين صورت استراتژي مربوطه محكوم به شكست خواهد بود. به همين دليل آمريكا بايد توانايي‌هاي خود را در حوزه اطلاعاتي ارتقاء دهد، حوزه‌اي كه تاكنون كمترين ارزش را در تلاش‌هاي مرتبط با مذاكره با ايران، حمايت از اپوزسيون و مقابله با قدرت و نفوذ رژيم، به خود اختصاص داده بود.
انتهاي پيام/.