خيّر مدرسهساز خطاب به احمدي نژاد: مگه من مُردم كه تو تنها باشی؟ (+فیلم) |
|
13 خرداد 1388 ساعت 10:48 |
یکدفعه شما در صحبتهایتان پارسال بود گفتید من تنهام، به علی قسم تا صبح نخوابیدم. گفتم مگه من مُردم تو تنها باشی. به خدا! گفتم که مگه من مُردم شما تنها باشید. من هستم. خودم رو می کُشم برات. آدم برات جمع می کنم.
دیدار خیّرین مدرسهساز با رئیسجمهور که 28/2/88 برگزار شد، حاشیههای متنوعی داشت.
به گزارش عدالتخانه به نقل از رجانیوز، یکی از تأثیرگذارترین بخشهای این دیدار، سخنان کوتاه مادر پیر مدرسهساز بود. متن و فیلم سخنان این خیّر مدرسهساز در ادامه آمده است:
دانلود و مشاهده فيلم
|
سلام خدمت آقای رئیس جمهور عزیز که عزیز تر از جانمه. به والله عزیزتر از جانم. بنده از موقعی که شما تشریف آوردید، هر جا می رویم استانها سفر، من با شما هستم. همه جا با شما هستم. شما پسر منی. به و الله پسر منی. خدا را قسم می خورم. خیلی علاقه دارم به شما. خیلی دعاتون می کنم. من شما را بیمه امام زمانتون کردم. روز اول هر ماه عربی (قمری) من برای شما صدقه می ذارم کنار. صدقه هامو کجا می برم؟ می برم معلولین وحدت، تو پاسداران. اینها بچههای عقب مانده هستند. 100 تا 80 تا بچه های کوچکند، بی سرپرستند، بزرگشان می کنم، من اونجا کار می کنم. مدیرشان می گوید، خانم برهانی اینها مال آقای دکتر احمدی نژاده؟ می گم بله همه صدقه های اونه.
شما رفتین سفر مالزی برگشتین سال 84 شما سخنرانی کردید که کمکم کنید دست به دست هم بدید کشور را بسازیم. من صحبتهای شما را پذیرفتم. فوری مدرسه ساختم. کجا؟ کیگا. 5کیلومتری امامزاده داوود. هرچی هم شما می گید از محبتتون من انجام می دم. خدا شاهده روزی نیست من شما را دعا نکنم. یعنی محبت خداست. خدا تو دل من گذاشته. یکدفعه شما در صحبتهایتان پارسال بود گفتید من تنهام، به علی قسم تا صبح نخوابیدم. گفتم مگه من مُردم تو تنها باشی. به خدا! گفتم که مگه من مُردم شما تنها باشید (صلوات حضار) من هستم. خودم رو می کُشم برات. آدم برات جمع می کنم. حالا هم ان شاءالله خوشبختیت رو می خوام. موفقیتتون رو می خوام. من هم خودم بچه کربلا هستم، بچه کربلام. من خیلی، خیلی علاقه دارم به شما، خیلی. همه اش هم دعاتون می کنم. تمام وقت دعاتون می کنم. ان شاءالله با خدا باشید. انشاءالله خدا نگهدارتون باشه.
. کد مطلب : 2904