"باراک اوباما" سرانجام بعنوان رييس جمهور ايالات متحده آمريکا انتخاب شد، اما اين انتخاب مدتها پيش از برگزاري انتخابات در بين مردم، توسط لابي هاي پرقدرت آمريکا صورت گرفته و در رسانه ها مورد تاکيد قرار گرفته بود.
به گزارش عدالتخانه به نقل از برنا، اوباما از پس كاري برآمده كه همگان آن را ناممكن ميپنداشتند. هفته نامه اشپيگل در مقاله اي به تمجيد از اقدام اوباما در عرصه سياسي آمريکا پرداخته است. به نوشته اين هفته نامه آلماني "باراک اوباما" در عرض دو سال وي خود را از فردي عادي به فرد تاثيرگذار دموكراتها تبديل كرد.
اوباما استاد صحنهسازي و فريب کاري است. وي با مهارتي خاص جوري كه از ديگران بر نميآيد، هودارانش را طلسم ميكند و با شخصيت كاريزماتيك خود آنها را به هيجان و شور درميآورد.
اما انتخابات آمريکا برخلاف ظاهر دموکراتيکي که دارد يک انتخابات فرمايشي است. مردم اين کشور تنها مي توانند بين دو گزينه معرفي شده از سوي لابي هاي سياسي و اقتصادي ايالات متحده، تنها يکي را انتخاب کنند و اين در حالي است که ميان سياستهاي اتخاذ شده اين دو فرد پس از به پيروزي رسيدن، هيچ تفاوت بنياديني وجود ندارد.
گروه هاي متشکل از نمايندگان لابي هاي صهيونيستي، اسلحه، اقتصادي و کارشناسان سيا در روندي پيچيده و از بين نامزدهاي انتخاباتي دوره مقدماتي انتخابات اقدام به دست چين کردن مهره هاي مورد تاييد خود زده و آنها را در مسير انتخابات قرار مي دهند. به اين ترتيب در طول ماه هاي رقابت هاي انتخاباتي هر يک از اين مهره ها که بتواند اقبال عمومي بيشتري را از آن خود کرده و نيز نظر مساعد گروه هاي تصميم گيرنده
گروه هاي متشکل از نمايندگان لابي هاي صهيونيستي، اسلحه، اقتصادي و کارشناسان سيا در روندي پيچيده و از بين نامزدهاي انتخاباتي دوره مقدماتي انتخابات اقدام به دست چين کردن مهره هاي مورد تاييد خود زده و آنها را در مسير انتخابات قرار مي دهند.
را جلب نمايد، موفق به راهيابي به کاخ سفيد مي شود.
در انتخابات امسال نيز چنين روند با شور و هيجان بيشتري دنبال شد. اين امر بويژه پس از رسوايي هايي که شيوه هاي نادرست "جورج بوش" در اجراي سياست هاي ديکته شده اين لابي ها بر جاي گذاشت، ضروري مي نمود. پس انتخابات امسال براي جلب آراي بيشتر و مشارکت گسترده تر مردمي بايد رنگ و بوي ديگري مي يافت.
ايده استفاده از يک مهره سياهپوست با توجه به پيشينه شرم آور آمريکا در مورد مساله نژادي مي توانست بسيار راهگشا باشد، چرا که نظام سياسي آمريکا امروز بيشتر از هر زماني به
تغيیر ويترين و کسب مجدد مشروعيت از بين رفته نياز داشت. حتي شعارهاي اين دوره نيز با شعارهاي دوره هاي پيش متفاوت بود، "تغييرات" شعاري که موجب اوج گرفتن "اوباما" شد، استعاره اي از تمايل دولتمردان و برنامه ريزان پشت پرده نظام آمريکا به تغيير رويکرد در اجراي استراتژِي هايشان بود.
سوپرمن سیاه چرده وارد می شود!
طي اين دو سال مبارزه انتخاباتي اين سناتور ايالت آيوا، رقيب انتخاباتي همحزبي خود، هيلاري كلينتون را در يك مبارزه انتخاباتي نمايشي از دور خارج و با رقيب جمهوريخواهش وارد
يک شوي دو نفره شد.
ترقي اوباما حاصل يك تبليغات باثبات و برنامه ريزي شده بود، چيزي كه از سوي کل هيات حاکمه آمريکا و با ابزار رسانه هاي جمعي تدارک ديده شده بود.
در روزهاي کمي به انتخابات مانده، در
آمار و ارقام بنگاههاي نظرسازي، اوباما از رقيب خود مک کين جلوتر قرار داشت. طبق پيشبينيهاي پيش از انتخابات 98 درصد امکان داشت اوباماي دموکرات جانشين بوش باشد و شانس مک کين همچنان پايين بود. 11 درصد کاربران اينترنتي نظر دفاتر نظر سازي، اين احتمال را ميدادند که سناتور ايالت آريزونا، چهل و چهارمين رييس جمهور آمريکا بشود.
در روزهاي واپسين مانده به انتخابات رياست جمهوري، راهبردهاي دو رقيب انتخاباتي توسط هيات حاکمه آمريکا دقيق ميشوند و ابزارهاي سياسي آنها که مدام کهنه و بيفايده مي شوند، در مطالعه در مبارزات انتخاباتي مو به مو مورد بررسي و مداقه قرار مي گيرد.
در ايالات متحده ابزارهاي سنتي مبارزه انتخاباتي از قبيل برنامههاي تلويزيوني، مراسلات پستي
او که در ابتدا مورد اعتماد گزينش کنندگان اصلي خود واقع شد و توانست بعنوان گزينه نهايي هيات حاکمه آمريکا در دور پاياني رقابتهاي انتخاباتي حضور يابد، با تکيه بر فاکتورهاي ياد شده موفق شد در خلق اعتماد مردمي نيز جايي براي خود دست و پا کرده و راه ورود به کاخ سفيد را هموار نمايد.
و نمايشهاي انتخاباتي با ابزار و شيوههاي جديدي مانند اينترنت و تلويزيون کامل ميشوند. 43 درصد راي اوليها و جوانان بطور مرتب از اينترنت براي کسب اطلاعات سياسي بهره مي برند. هرچند تنها 3 درصد آنها از برنامههاي ارايه شده احزاب استقبال ميکنند.
شيوه سياسي کانديداي دموکراتها، در کانون خود اين کلمه را که در همه برنامه هاي انتخاباتي اوباما بيش از هر چيزي به چشمميخورد، در بر ميگيرد: "تغيير".
اين شعار نيز که از سوي طبقه حاکم بر آمريکا طراحي شده است، نه تنها عرصه سياسي را در بر ميگيرد بلکه شامل موضوعاتي مانند اقدامات عاجل و قانع کننده براي مقابله با بيکاري يا معضلات بخش بهداشت و درمان نيز ميشود، و از رسانههاي متنوع اعلام ميگردد، اوباما رايدهندگان را به نفع خود بسيج کرده است.
حاکميت آمريکا از طريق بهره گرفتن از وسايل ارتباط جمعي نوين، ترتيبي داده اند که مردم اوباما را بعنوان يک سياستمدار خاص و دور از دسترس در نظر نگيرند. با استفاده از ابزارهايي مانند ايميل، اينترنت و نامههاي پستي که در پشت آنها آدرسي براي مکاتبه نوشته شده است، اوباما با مردمي تماس برقرار کرده است که پيش از اين از سياست رو گردان بودهاند.
يک امتياز اوباما اين است که بسياري از سازمانهاي سياسي در واشنگتن بطور تمام عيار از تغيير وعده داده شده حمايت ميکنند. اوباما بعنوان پسر يک مهاجر کنيايي و يک زن آمريکايي، از اهالي ايالت آيوا، و بعنوان يک مددکار اجتماعي براي راي دهندگان نمونه کامل چيزي است که بسياري از سياستمداران از جمله بوش و مک کين از آن محرومند: "مورد اعتماد بودن".
او که در ابتدا مورد اعتماد گزينش کنندگان اصلي خود واقع شد و توانست بعنوان گزينه نهايي هيات حاکمه آمريکا در دور پاياني رقابتهاي انتخاباتي حضور يابد، با تکيه بر فاکتورهاي ياد شده موفق شد در خلق اعتماد مردمي نيز جايي براي خود دست و پا کرده و راه ورود به کاخ سفيد را هموار نمايد.
اکنون سرمايه داران، کارتلها، اسلحه سازان و کليت هيات حاکمه آمريکا براي نشستن اوباما بر صندلي رياست جمهوري لحظه شماري مي کنند. همگان مي دانند که سياستهاي آمريکا مشخص و مدون است و مهره هايي که قرار است آنها را اجرا نمايند تنها استراتژي هاي مخصوص به خود را در دستور کار قرار مي دهند.
.