انتقاد از عدم برخورد رییس جمهور با مشایی؛ تاخیر در برکناری مشایی صدمات جبران ناپذیری دارد |
|
29 مرداد 1387 ساعت 12:11 |
جناب آقاي احمدي نژاد بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تاخير در بركناري آقاي مشايي-اگرچه اكنون نيز دير شده است- ضربه احتمالا غيرقابل جبراني به جايگاه برجسته ايشان مي زند و دوستداران واقعي رياست محترم جمهوري را اگر با نااميدي مواجه نكند، به يقين آزرده خاطر خواهد كرد، كه متاسفانه كرده است.
حسین شریعتمدای طی یادداشتی در روزنامه کیهان ضمن انتقاد از عدم برخورد رییس جمهور با اظهارات مشایی نوشت: انتظار از جناب آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم آن بود كه به حضور ايشان در جايگاه معاونت رئيس جمهوري پايان دهند، اين انتظار از آنجا قوت بيشتري مي گرفت كه آقاي دكتر احمدي نژاد نشان داده اند با هيچيك از اعضاي دولت تعارف و رودربايستي ندارند.
به گزارش عدالتخانه، شریعتمداری در ادامه آورده است: بعد از اظهارات سخيف آقاي رحيم مشايي معاون رئيس جمهور كه صهيونيست هاي وحشي، آدمكش و غاصب را «مردم اسرائيل»! ناميده و به نمايندگي خود خوانده از سوي دولت و مردم ايران! از دوستي با آن اراذل و اوباش سخن گفته بود،انتظار از جناب آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم آن بود كه به حضور ايشان در جايگاه معاونت رئيس جمهوري پايان دهند، اين انتظار از آنجا قوت بيشتري مي گرفت كه آقاي دكتر احمدي نژاد نشان داده اند با هيچيك از اعضاي دولت تعارف و رودربايستي ندارند و چنانچه عملكرد يا مواضع هر يك از آنها را با بينش و منش ترسيم شده از سوي دولت ناهمخوان ببينند در بر كناري آنها كمترين ترديدي به خود راه نمي دهند. عزل چند وزير و معاون طي چند سال اخير-صرفنظر از درستي يا نادرستي آن- گواه روشني بر اعتقاد رئيس جمهور به اين رويه است.
اما، برخلاف انتظار به حق مردم و مخصوصاً علاقمندان به رئيس جمهور محبوب و منتخب، آقاي دكتر احمدي نژاد به حضور مشايي در پست معاونت رئيس جمهور خاتمه نداد، بلكه اصرار آقاي مشايي بر تكرار «هزارباره» نظر خود از يكسو و حضور پررنگ وي در كنار رئيس جمهور محترم در سفر تركيه و سپس به هنگام پرتاب موشك ماهواره بر «سفير اميد» كه بر صفحه تلويزيون به نمايش درآمد، آب سردي بود بر انتظار منطقي و برحق مردم از رياست محترم جمهوري و سوال اين است كه چرا...؟!
مگر آنچه آقاي مشايي به عنوان معاون رئيس جمهور اظهار داشته است، با نظرات صريح حضرت امام(ره) و رهبرمعظم انقلاب در تضاد آشكار نيست؟ مگر نظر وي با يكي از اصلي ترين خطوط استراتژيك نظام كه سرزمين فلسطين را متعلق به مردم فلسطين و صهيونيست هاي
جناب آقاي احمدي نژاد بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تاخير در بركناري آقاي مشايي-اگرچه اكنون نيز دير شده است- ضربه احتمالا غيرقابل جبراني به جايگاه برجسته ايشان مي زند و دوستداران واقعي رياست محترم جمهوري را اگر با نااميدي مواجه نكند، به يقين آزرده خاطر خواهد كرد، كه متاسفانه كرده است.
ساكن اين سرزمين را، اراذل و اوباش غارتگر و غاصب و آدمكش مي داند
تناقض ندارد؟ آيا آنچه آقاي مشايي بر زبان آورده و با استقبال گسترده محافل آمريكايي، صهيونيست ها و ضدانقلابيون داخلي و خارجي روبرو شده است با مواضع صريح ضدصهيونيستي آقاي دكتر احمدي نژاد
در تعارض نيست؟ و دهها «مگر» و «آيا»ي ديگر كه فهرست كردن آنها نيز به درازا مي كشد. بنابراين برادر عزيزمان جناب آقاي دكتراحمدي نژاد كه بر همخواني و همراهي اعضاي كابينه با بينش و منش انقلابي و اسلامي دولت اصرار دارند و حضور اعضاي ناهمخوان- به تشخيص خود- در كابينه را حتي در سطح وزير برنمي تابند،
چگونه و با كدام تحليل به حضور آقاي مشايي در جايگاه معاونت رئيس جمهور پايان نداده اند؟
رياست محترم جمهوري علاوه بر پاكدستي، مردم دوستي، فداكاري، ساده زيستي و دهها ويژگي قابل تقدير و كم نظير ديگر، بخش اعظم محبوبيت خويش را از تاكيد بر آموزه هاي امام راحل(ره) ، رهبرمعظم انقلاب و ايستادگي شجاعانه در مقابل زورگويي قدرت هاي استكباري و مخصوصاً مواضع ضدصهيونيستي خود، كسب كرده اند و مواضع آقاي مشايي - دستكم- با بخش اخير از مواضع و عملكرد دكتر احمدي نژاد نه فقط همخواني ندارد بلكه در تقابل نيز هست. و صد البته
شايسته نيست شخصي مانند آقاي مشايي در جايگاه معاون رئيس جمهور حضور داشته باشد و از اين جايگاه با دشمنان تابلو دار مردم و نظام نرد دوستي باخته! و سخناني كه فراتر از حد و اندازه اوست بر زبان آورد.
حضور آقاي مشايي در كابينه نه فقط جفا به احمدي نژاد، بلكه تضييع حقوق مسلم و قطعي مردمي است كه از رئيس جمهور منتخب خود انتظار ديگري دارند، ضمن آن كه حضور وي به موقعيت برجسته و منحصر بفرد دولت اسلامي در ميان ملت هاي مسلمان آسيب جدي مي رساند و بديهي است كه نبايد و نمي توان به وي اجازه داد از حيثيت مردم مسلمان ايران، نظام اسلامي و امام و رهبري و دولت اصولگرا براي تبليغ ديدگاه هاي صهيونيست پسند خود مايه بگذارد.
جناب آقاي احمدي نژاد بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تاخير در بركناري آقاي مشايي-اگرچه اكنون نيز دير شده است- ضربه احتمالا غيرقابل جبراني به جايگاه برجسته ايشان مي زند و دوستداران واقعي رياست محترم جمهوري را اگر با نااميدي مواجه نكند، به يقين آزرده خاطر خواهد كرد، كه متاسفانه كرده است.
ديروز خبرهايي شنيده مي شد كه از تصميم قطعي آقاي احمدي نژاد در بركناري آقاي مشايي حكايت مي كرد ولي اين خبرها اندكي بعد از انتشار تكذيب شد كه اميد است همين امروز با اقدام قاطع و قابل انتظار از رياست محترم جمهوري، آن تكذيب، تكذيب شود.
و بالاخره، اين خواسته دوستداران واقعي احمدي نژاد است كه به دلسوزي و پاكبازي ايشان در خدمت به اسلام و نظام و مردم ايمان دارند و نمي خواهند كمترين آسيبي به وجهه دوست داشتني ايشان وارد شود.
کد مطلب : 2249
نظرات و پيشنهادات
|
1387-05-30 18:53
|
با فتاوی روحانیون عالیقدر در واکنش به سخنان رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور اسفندیار رحیم-مشائی در مورد دوستی با مردم اسرائیل مسئله آینده اصولگرایان در نظام وارد فاز جدیدی شده چرا که به عقیده بسیاری از بزرگان نظام که به مسائل سیاسی نگاهی دراز مدت دارند سخنان مشائی بیش از هر چیز نشانه علاقه اصولگرایان به بر قراری رابطه با اسرائیل است و بطور کلی احمدی نژاد و طیف رایحه خوش خدمت به مسئله رابطه با اسرائیل از دید سیاست داخلی نگاه می کنند و کنار آمدن با اسرائیل را راهی برای تثبیت موقعیت خود در صحنه داخلی کشور نیز می دانند. گرچه به عقیده برخی از تحلیلگران چون نعمت احمدی مشائی با مطرح کردن مسئله دوستی با ملت اسرائیل سعی کرد تا فشار اسرائیل و لابی صهیونیستی را کاهش دهد: ولی به نظر می رسد که بیش از هرچیز مشائی و احمدی نژاد عقیده دارند که مذاکره با اسرائیل به کاهش فشارهای اقتصادی از جانب آمریکا و کشورهای غربی منجر خواهد شد و بنا بر این با دعوت از مشائی برای همراهی او به ترکیه احمدی نژاد در حقیقت قصد داشت تا زمینه را برای مذاکرات با اسرائیل و ای چه بسا از طریق ترکیه فراهم آورد. اما واکنش مقامات کشور ترکیه به احمدی نژاد کاملا خلاف انتظارات رئیس جمهور بود چرا که نه تنها رهبران ترکیه از امضای قرارداد گاز با ایران خودداری کردند بلکه به گزارش مطبوعات ترکیه رئیس جمهور ترکیه عبدالله گل با هشدار به احمدی نژاد در مورد امکان حمله آمریکا به ایران از وی خواست که به ئیشنهاد کشورهای 6+1 ئاسخ مثبت دهد. در این میان مسئله اساسی بی تجربگی و خامی احمدی نژاد و مشائی در برخورد با مسائل ئیچیده سیاست خارجی است. چندی است که طیف رایحه خوش خدمت دیگر به عنوان یک جریان اصولگرا در میان بزرگان نظام شناخته نمی شود چرا که عملکرد دولت احمدی نژاد در تضاد جدی با باورهای دینی و آموزه های مکتب حضرت امام خمینی (ره) است و ضرباتی که از جانب دولت احمدی نژاد به کشور بخصوص در مسائل هسته ای و اقتصادی وارد شده تا سالها بعد قابل جبران نخواهد بود.
به همین دلیل اینک تعدادی از اصولگرایان مسئله ائتلاف با اصلاح طلبان اصولگرا را مطرح کرده اند. محور چنین ائتلافی مخالفت با گروههای خارج از حاکمیت چون طیف رایحه خوش خدمت است و بیانیه های مراجع مختلف نیز هشداری به مسئولین نظام در مورد خروج احمدی نژاد و رحیم-مشائی از حاکمیت است. حال مسئله اصلی دوران باقی مانده دولت احمدی نژاد است. در مورد خروج احمدی نژاد از حاکمیت و ئیوستن او به مخالفین نظام هیچگونه تردیدی وجود ندارد. مسئله ای که طیف رایحه خوش خدمت و برخی از حامیان آن در میان طیف کوچکی از روحانیون و برخی از دانشگاهیان از آن درک صحیحی ندارند این است که خروج از حاکمیت و ئیوستن به مخالفین نظام فقط مختص به افرادی که خود را اصلاح طلب و یا ملی-مذهبی می خوانند نیست. در نظام جمهوری اسلامی ایران خطوط قرمزی وجود دارد و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر این نکته تاکید اساسی دارد. اکنون احمدی نژاد و برخی از اعضای کابینه و مشاورین او از این خطوط قرمز عبور کرده اند و بنا بر این از حاکمیت خارج شده اند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای این مسئله نیز مراحل خاص خود را دارد و آن در وهله اول استیضاح و برکناری رئیس جمهور و سئس محاکمه او است. |
1387-05-30 01:51
|
دكتر احمدي نژاد بايددر نظر داشته باشند كه با بركناري آقاي مشايي علاوه براينكه هشداري به مسئولين داده ميشود كه با مطالعه و دقت نظر صحبت كنندو مطالعه خود را در مورد شناخت غرب بالا ببرند، از طرف ديگر به جامعه بين الملل نيزثابت خواهد كرد تا چه اندازه به افكار عمومي و خواست به حق مردم ايران و حاميان انقلاب ترتيب اثر داده ميشود و بر خلاف آنچه كه رسانه هاي دشمن سعي در اين دارند كه تبليغ كنند مردم ايران به اصول انقلاب ديگر پايبند نيستند و در پي تغييرات اساسي هستند و يا قصد دارند به مردم ايران درس دمكراسي بدهند ثابت شود كه چنين واكنش هايي از طرف نيروي انقلابي در ايران و پخش آن درجامعه حاكي از پايبندي به اصول انقلاب و در عين حال زنده بودن جامعه اي است كه خواسته هاي خود را بدون هيچ ملاحظه كاري از دولت و رئيس جمهور خود مطالبه ميكند. |
|