نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » نگاه ويژه

بررسی بزرگداشت ابتدای سال نو در جهان؛

جشن نوروز از چین و ماچین تا زنگبار آفریقا

1 فروردين 1387 ساعت 0:15

ريشه اين گونه باورها را بايد در سلسله صفويه و تلا‌ش هاي محمد باقر مجلسي براي منطبق ساختن اين عيد با اسلا‌م و آيين شيعه جستجو كرد. اهل تشيع پاكستان مراسم خود را با خواندن دعا و قرآن شروع مي كنند و حتي سفره نوروزي را كه از هفت ميوه خشك و كلوچه تشكيل مي شود، "سفره امام علي" مي نامند. در شهر مزار شريف، در استان بلخ افغانستان هم در آرامگاهي كه منسوب به حضرت علي است جشن گل سرخ برگزار مي كنند

در جهان كمتر قومي را مي توان يافت كه به گونه اي فرارسي بهاران و سبزينگي مجدد زمين را گرامي ندارد و نسبت به آمد و شد نرگس و نسرين بي تفاوت باشد. اما بهار در ميان اقوام آريايي كه با طبيعت و دگرگوني هاي آب و هوا پيوند معنوي ديرپايي برقرار كرده اند جايگاهي كم نظير دارد، به طوري كه آغاز سال نوي خورشيدي با اولين جلوه هاي بهار همزمان گرديده است. 

شايد مهر ناگسستني اين اقوام به زيبايي هاي عناصر چهارگانه آب، آتش، خاك و هوا بوده كه نوروز و ديگر جشن هاي فصلي آريانا مانند مهرگان، سده و يلدا را خلق كرده است. در ميان اين جشن ها نوروز بي گمان بگونه اي خودجوش به بخش مهمي از هويت ملي، ميراث فرهنگي و وجه تمايز اين اقوام بدل گشت. علت سخت جاني و پايداري نوروز در درازناي تاريخ را بايد در همين باورهاي بومي و فرهنگ مشترك مردمان نجد ايران جستجو كرد. حتي حملا‌ت ويرانگر اعراب و مغولا‌ن هم نتوانست ريشه هاي تنومند آن را بخشكاند. عجبا كه اقوام ايراني زيركانه توانستند مهاجمان حاكم را جذب فرهنگ خود كنند و آنان را با نوروز، پيك مهر و عشق، آشتي دهند. پس نوروز ماندني كه شد هيچ، حتي در بخش وسيعي از مسير جاده ابريشم نيز گسترش يافت. ‌ 

كشورهاي حوزه نوروز كه يكي از مراكز مهم تمدن جهان محسوب مي شوند در محدوده بسيار وسيعي در خاور ميانه، آسياي ميانه، قفقاز و شبه جزيره هند و حتي در جزيره زنگبار (شرق قاره آفريقا) پراكنده اند. هرچند مراسم جشن نوروز در ميان مردمان اين حوزه بر حسب تنوع و زيبايي هاي قومي، فرهنگي و ويژگي هاي اقليمي رنگ و بوي متفاوتي دارد، ولي نزد همگان روح و انگيزه اي يگانه دارد. مهم اين بوده كه نوروز نماد شادي و همزيستي، تعامل و تفاهم باشد. هيچ فرمول مشتركي براي شكل و محتواي مراسم و سفره نوروزي وجود ندارد. هر قومي بسته به ذوق و هنر و خلا‌قيت خود به آن هويتي بومي داده است. 

براي مثال در شبه جزيره هندوستان كه نوروز به نام "هولي" مشهور است، بهار را با مراسم آب پاشي (جشن آب ريزان) و پراكندن پودرهاي رنگي آغاز مي كنند. جشن آبريزان كه در فرهنگ زرتشتي ريشه دارد و مظهر پاكي است در زمان ساسانيان يكي از رسوم رايج بوده و هنوز در پاكستان، آسياي ميانه و در نقاطي از ايران هم رواج دارد. مردم هندوستان نخستين روز بهار را در كنار آتش جشن مي گيرند. نوازندگان مي نوازند و حاضرين به وجد آمده پايكوبي مي كنند. پارسيان هند كه از همه اقوام ساكن شبه جزيره در برگزاري نوروز كوشاترند، در آتشكده ها با ديدار خويشاوندان و دوستان و دود كردن چوب صندل شادمانه به استقبال نوروز مي روند و با نيايش، توبه و طلب آمرزش سال جديد را آغاز مي كنند. در پاكستان كه نوروز جشن "عالم افروز" نام دارد به خصوص نزد شيعيان عزيز است. آنان به نوروز رنگ مذهبي داده اند، چراكه معتقدند حضرت علي در نوروز به خلا‌فت رسيده است. البته پيوند دادن نوروز با خلا‌فت امام اول وحادثه غدير خم در بخش مهمي از جهان تشيع مرسوم بوده و هست. 

ريشه اين گونه باورها را بايد در سلسله صفويه و تلا‌ش هاي محمد باقر مجلسي براي منطبق ساختن اين عيد با اسلا‌م و آيين شيعه جستجو كرد. اهل تشيع پاكستان مراسم خود را با خواندن دعا و قرآن شروع مي كنند و حتي سفره نوروزي را كه از هفت ميوه خشك و كلوچه تشكيل مي شود، "سفره امام علي" مي نامند. در شهر مزار شريف، در استان بلخ افغانستان هم در آرامگاهي كه منسوب به حضرت علي است جشن گل سرخ برگزار مي كنند. ‌ 

در نزديكي زيارتگاه، بيرقي بنام "ژنده" را كه با پارچه هاي سبز و سرخ تزيين كرده اند براي چهل روز برافراشته مي كنند و مردم به ويژه معلولين و بيماران حتي از ايران و تاجيكستان براي شفا و معجزه به آنجا مي روند و با نذر و دعا كنار علم جمع مي شوند و نوروز را جشن مي گيرند. در ماه فروردين استان بلخ پر از لا‌له هاي سرخ رنگ است و با زيبايي حيرت انگيزي بهار را مژده مي دهد. بومي هاي منطقه بر اين باورند كه اين گل ها هرساله از خون امير مومنان رنگين مي شوند. اين داستان كشته شدن سياوش و روئيدن لا‌له هاي سرخ روي مزارش را به يادها مي آورد. در كابل هم مردم به دامنه كوه سخي شاه مي روند. جشن و پايكوبي هاي آنجا زبانزد مردم افغانستان است. 

در آسياي ميانه نوروز يكي از اركان هويت ملي به شمار مي رود كه در زندگي اجتماعي آنان نقش بسزايي دارد. همين نياكان تاجيكان در زمان سامانيان بودند كه پس از حمله اعراب، نوروز را به سبك ساسانيان زرتشتي زنده كردند. هنوز باورهاي زرتشتي ميان آنان مرسوم است. براي مثال برخي از تاجيك ها هنگام نوروز براي نيايش بر سر آرامگاه رفتگان خود مي روند. زرتشتيان معتقدند كه فروهرها يا روح درگذشتگان به مدت پنج روز پيش از نوروز به ديدار عزيزان خود به زمين برمي گردند. 

مردم تمدن باستاني سغد كه در آسياي ميانه از جمله در تاجيكستان كنوني زندگي مي كردند، در ماه دوازدهم براي مردگان غذا و نوشيدني مي گذاشتند. در تاجيكستان نوروز با مراسم ديدني "گل گرداني" شروع مي شود. كودكان و نوجوانان كمي پيش از نوروز به دامنه كوه ها و تپه ها مي روند و گل هاي سيه گوش و بايچيچك تازه روييده را مي چينند و درحاليكه ترانه اي در وصف بهار مي خوانند به شهر يا ده خود برمي گردند. اهل خانه به ويژه مسن ترها گل ها را مي گيرند، بوسه اي بر آن مي زنند و سپس روي چشمانشان مي مالند و به پيام آور بهار، گندم، نخود، عدس و كمي پول هديه مي دهند. در حين جشن همه به خيابان ها و مراكز تجمع سرازير مي شوند. مسابقه هاي كشتي با زورآزمايي دو پهلوان سالخورده شروع مي شود و در محوطه اي بازتر بزكشي برگزار مي شود. دختران با لباس هاي رنگارنگ و موهاي بلند و بافته مي رقصند. شايسته ترين دختر نوروزي انتخاب مي شود كه سوار بر ماشيني پر از گل هاي بهاري در خيابان هاي شهر مي گردد. با همراهي دهل و سرنا عروسي هاي دست جمعي برپا مي كنند. عده اي تمام شب را با موسيقي و پايكوبي بيدار مي مانند و سمنو مي پزند و هركس خوابش ببرد بر او آب مي پاشند يا با ذغال سياهش مي كنند. ‌ و اما پيام آور آغاز بهار در شهرهاي سمرقند و بخارا، مكه و مدينه فارس زبانان، درنا ها و لك لك هايي هستند كه در نوروز از سرزمين هاي گرمسير به آن سوي كوچ مي كنند. 

پيران كارآزموده به تماشاي پرواز اين پرندگان مي نشينند و از ارتفاع پرواز آنها پيش بيني مي كنند كه سال نو تا چه حد پر بركت و پر محصول خواهد بود. كدبانوها به جز سمنو، نان و كلوچه هاي بسيار متفاوتي مي پزند كه در آسياي ميانه شهرت دارند. يهوديان اين دو شهر ازبكستان كه اكثرا فارس زبان مي باشند در كنار ديگر باشندگان نوروز را در فضايي صميمي و شورانگيز جشن مي گيرند. نوروز نژاد و آيين و مرزهاي سياسي نمي شناسد. اين جشن نشانه پيوستگي و وابستگي انسان با طبيعت است.
 
مردم قزاقستان كه زندگي شان با اسب پيوند ناگسستني دارد حتي براي پختن "كوجه"، غذاي نوروزي خود، از گوشت اسب استفاده مي كنند. شير و ماست را كه نماد سپيدي و نيكي است در سفره نوروزي مي گذارند. به نوزادهايي كه در اوايل بهار زاده مي شوند، نام "نوروز بيك" مي دهند و تركه خاصي را دود مي كنند تا ارواح خبيث را از خانه و كاشانه خود دور نگه دارند. 

در قرقيزستان فرارسيدن نوروز را زنان و مردان پير مژده مي دهند و سپس دهقاني به صورتي نمادين با گاوي به شخم و كشت زمين مي پردازد. بازار عيد نوروز برپا مي كنند و گروهي از زنان و مردان هنرمندانه اسب سواري مي كنند. 

در جمهوري آذربايجان، سرزمين نظامي گنجوي و خاقاني شرواني، نوروز مسلما غريبه نيست، بلكه بخشي از ميراث فرهنگي و بومي منطقه اران است. در آذربايجان، سرزمين آتشكده ها، مراسم چهارشنبه سوري با شور و شوق بيشتري برگزار مي شود. يكي از رسم هاي اين منطقه "كلا‌ه گرداني" است. كودكان و نوجوانان كلا‌هي كنار در خانه همسايه ها مي گذارند تا آنان كلا‌ه شان را از شيريني پر كنند. درحالي كه ايراني ها سبزه را پس از سيزده روز در آب روان مي اندازند، آذربايجاني ها آن را روي سنگ مزار رفتگانشان مي گذارند. 

در مناطق كردنشين عراق، تركيه و سوريه، مردم روي كوه ها آتش برپا مي كنند و پيروزي كاوه آهنگر بر ضحاك ماردوش را كه نماد استبداد و ستمگري است، جشن مي گيرند. به باور كردان، كاوه از تيره كردها بوده كه براي پايان دادن به نسل كشي كردها توسط ضحاك قيام كرده است. به اين جهت نمايش حماسه كاوه آهنگر بخش مهمي از مراسم نوروزي آن ديار است. 

به جز كشورهاي حوزه نوروز در بخش كوچكي از قاره آفريقا جاپاي اين جشن و رسم هاي مرتبط با آن نمايان است. بازرگانان شيرازي كه از سده دهم ميلا‌دي به سواحل شرقي آفريقا و به ويژه به جزيره زنگبار رفتند، بخشي از فرهنگ آريانا از جمله نوروز را در اين منطقه رواج دادند. بار ديگر پارسي هاي زرتشتي كه در اوايل قرن بيستم از گجرات هند به زنگبار مهاجرت كردند، در بزرگداشت اين جشن در اين جزيره كوشيدند، به طوري كه مردم زنگبار هنوز نوروز را با مراسم خاص خود از جمله آتش افروزي برگزار مي كنند. ‌‌