پاسخ مرتضوی به ادعاهای زاکانی در مورد جاسبی: زاکانی نارسایی روحی و روانی دارد! |
|
2 تير 1387 ساعت 1:52 |
آقاى عليرضا زاكانى كه پس از بازداشت عباس پاليزدار و احضار برخى اعضاى هيأت تحقيق و تفحص از قوه قضائيه به دليل ارتكاب تخلفات خارج از مسئوليت نمايندگى و ساير مرتبطين، نگرانى فاحشى پيدا نموده و حالت اعتدال روانى خود را از دست داده است.
سعید مرتضوی دادستان تهران، طی نامه ای خطاب به مدیر مسئول روزنامه ايران ، اظهارات زاکانی را کذب دانست.
به گزارش عدالتخانه، متن نامه دادستان تهران به مدیر مسئول روزنامه ایران بدین شرح است :
مديرمسئول محترم روزنامه ايران
جناب آقاى اشتهاردى
سلام عليكم
متأسفانه روزنامه ايران مطالبى را به نقل از آقاى عليرضا زاكانى به بهانه پاسخ به آقاى دكتر جاسبى در صفحه ۱۲ و ۱۷ مورخ ۸۷/۳/۲۹ چاپ و منتشر نموده و در آن تنها چيزى كه موجود نيست، پاسخ به آقاى دكتر جاسبى است.
آقاى عليرضا زاكانى كه پس از بازداشت عباس پاليزدار و احضار برخى اعضاى هيأت تحقيق و تفحص از قوه قضائيه به دليل ارتكاب تخلفات خارج از مسئوليت نمايندگى و ساير مرتبطين، نگرانى فاحشى پيدا نموده و حالت اعتدال روانى خود را از دست داده تا حدى كه به نقل برخى خبرنگاران، با رسانه هاى مختلف تماس گرفته و شروع به فحاشى مى نمايد تا به زعم خود برخورد قضايى با اعضاى باند پاليزدار و برخى اعضاى تحقيق و تفحص در دوره هفتم مجلس شوراى اسلامى و اقدامات خلاف قانون و مجرمانه آنان به نوعى تحت الشعاع اين رفتار غير معمول قرار گيرد.
لازم به ذكر است اينجانب كه در طول مدت خدمت مقدس قضايى از سوى منافقين و رسانه هاى معاند و ضد انقلاب مرتب مورد حمله تبليغاتى بوده و هستم، اظهارات آلوده به افترا و كذب آقاى عليرضا زاكانى را نيز در همين راستا دانسته و اين گونه سخن پراكنى ها برايم هيچ گونه تازگى و اهميت ندارد و بنا ندارم وقت خود را صرف پاسخگويى به اين گونه مطالب موهن و شبنامه نويسى ها كه مختص افراد بى كار است، بنمايم.
شخصيت افراد با اهانت و ايراد افترا بالا نمى رود و مردم شريف با مطالعه اين مطالب سخيف و كذب پى به عمق نارسايى روحى و روانى و شخصيت نويسنده آن مى برند. معذالك ضمن ابراز تأسف براى مديريت روزنامه ايران كه مى بايست قبل از انتشار اين گونه مطالب كذب و آلوده به افترا، تحقيق و پرسش نمايد و صرفنظر از عدم پاسخ به آقاى عليرضا زاكانى كه ايشان را به خاطر اغراض و حالات خاص روحى و روانى قابل پاسخگويى نمى دانم، به منظور تنوير افكار خوانندگان روزنامه ايران نتيجه تحقيق و بررسى مركز حفاظت و اطلاعات كل قوه قضائيه كه سابقاً پيرامون گزارشات آقاى زاكانى انجام يافته و طى نامه شماره ۱۱/۱/۱۰۰۱م۱۱۰/ مورخه ۱۳۸۶/۵/۲۵ نتيجه تحقيقات اعلام گرديده است و طى آن تمام مطالب آقاى زاكانى با ذكر دليل و مستندات كذب و دروغ اعلام شده و ايشان را مستحق تعقيب كيفرى نيز دانسته اند، به آن روزنامه محترم ارسال و در خصوص مواردى كه در اين گزارش نيامده نيز نامه ارسالى خطاب به نايب رئيس محترم مجلس شوراى اسلامى به شماره /۱۸/۸۷م۲۰/ مورخه ۱۳۸۷/۲/۳۰ ارسال مى گردد.
لذا مقرر است وفق مقررات ماده ۲۳ قانون مطبوعات نسبت به چاپ موارد فوق الذكر و جوابيه دادسراى تهران به موارد مذكور در گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه اقدام قانونى مبذول گردد. ضمناً به استحضار مى رساند نامه آقاى زاكانى به گونه اى تنظيم گرديده كه علاوه بر تشويش اذهان عمومى و سياه نمايى در خصوص كنكور و آزمون هاى سراسرى دستاوردهاى دادسراى تهران در برخورد با برخى افراد متخلف و جرايم آزمون هاى سال ۱۳۸۲ را به حساب خودشان آورده اند، در صورتى كه دادسراى تهران و قضات شريف آن در رسيدگى هاى قضايى با در نظر گرفتن خدا و قانون انجام وظيفه نموده و اصلاً آقاى زاكانى را در پيگيرى پرونده ها به هيچ هم حساب نمى كردند و اساساً ايشان كوچكترين نقشى در رسيدگى هاى قضايى و آنچه ادعا مى نمايد، نداشته و يكى از ناراحتى هاى بزرگ و علت عصبيت ايشان نيز همين است، ولى متأسفانه لحن نامه هاى نامبرده به گونه اى است كه انگار ايشان در مبارزه با اين گونه جرايم و برخورد با متخلفين نقش داشته يا قوه قضائيه مشاراليه را در جايى به حساب مى آورده است.
بنابراين رسالت مطبوعاتى مديريت روزنامه ايران ايجاب مى نمايد تا از قلب واقعيت دورى نموده و از چاپ و انتشار مطالب كذب و واهى و انتساب مطالب غير واقعى پرهيز نمايد.
سعيد مرتضوى
دادستان عمومى و انقلاب تهران
کد مطلب : 2012
نظرات و پيشنهادات
|
1387-04-02 17:27
|
واي خدا ! اين كله قناس ديگه تاب اينهمه حرف زور نداره و باور كنيد در آستانه تركيدنه!
آخه ما به تو چي بگيم حاج حسين آقاي ولايت مدار دو آتشه ! چه وضعيه تو كيهان راه انداختي ؟ آخه هر تهمتي به اين پاليزار بدبخت كه عقبه و دوستان و همفكرانش الان معلومند و صحت حرفهاش هم تقريبا مورد تحقيق قرار گرفته ُ مي چسبيد الا اين تهمت آخري دال بر سرقت اسناد نظامي و راه اندازي جريان موازي و خيانت به انقلاب : يعني جاسوس : آنهم هم حتما براي اسراءيل ! آنهم در سالگرد به اصطلاح شهادت حاج سعيد امامي رفيق يار و غار ....!
با اين حساب عدالتخواهان از امروز بايد مواظب نشريه فخيمه حضرت عالي هم باشند تا نكنه يه وقت جاسوس و آدم فروش و تواب اصلاح طلب و ... بشن و يه پرونده سازي جالب براشون بشه !!!
آقاي شريعتمداري عزيز ! به آقاي مرتضوي كه دكتراي خودش رو تو دانشگاه آزاد گرفتن و چند جلد كتابي هم كه چاپكردن حضرات آزادكاران براشون چاپ كردن و ايضا همسر محترمه شون و الان هم تدريس دارن و ضمنا تمام پرونده هاي دانشگاه آزاد كشور را هم در شعبه ويژه اي براي رسيدگي عاجل ! جمع كردن و بعد مختومه شدن عرض مي كنيم با عناويني چون بيمار رواني و پيرو منافقين و مرض عميق روحي و جاسوس و فردا هم جامعه مدرسين آقاي يزدي بيانيه مي دهد كه بچه هاي شيراز و عدالتخواهان سيرجان و اينجا و اونجا همه نامشروعند و بروند ور دل آقاجري و سازمان مجاهدين !
شما خودت بيا در مورد زمين هاي دماوند و واگذاري از منابع طبيعي توضيح بده و عناونين واگذاري و هكتار آن و مقدار مانده و مقدار معامله شده را بگو احتياج نيست پاليزدار بيچاره را جاسوس كني ....
ما رو بگو روي ديوار كي يادگاري نوشتيم و دل خوش به چه صنمي نموديم !
البته پيام همه دوستانتان را گرفتيم : يعني اگر دم بر نياوريم و اين خورد و خورش ميراث انقلاب و آرمانهاي حضرت روح الله ادامه يابد همه ما جوانان عزيز عدالتخواه و خودي و ولايتي و لپ گلي هستيم !!
ما به مهمه بچه هاي دماوند با اون سوابقي كه دارند ( حاج حسين آقا خودش مي داند ) و بچه هاي همدان و بچه هاي محله آقاي ولايتي و بچه هاي صغاد و آباده و .... عرض مي كنيم كه اين دفه ؛ دفه آخري است ....
مطلب را كه گرفتيد انشاء الله
درود بر روح شريف پير و مرشد ما حضرت روح الله (ره) و لبيك بر جانشين مظلوم و با كفايت او خامنه اي عزيز ( مدظله)
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم ... موجيم كه آسودگي ما عدم ماست. |
1387-04-02 17:27
|
واي خدا ! اين كله قناس ديگه تاب اينهمه حرف زور نداره و باور كنيد در آستانه تركيدنه!
آخه ما به تو چي بگيم حاج حسين آقاي ولايت مدار دو آتشه ! چه وضعيه تو كيهان راه انداختي ؟ آخه هر تهمتي به اين پاليزار بدبخت كه عقبه و دوستان و همفكرانش الان معلومند و صحت حرفهاش هم تقريبا مورد تحقيق قرار گرفته ُ مي چسبيد الا اين تهمت آخري دال بر سرقت اسناد نظامي و راه اندازي جريان موازي و خيانت به انقلاب : يعني جاسوس : آنهم هم حتما براي اسراءيل ! آنهم در سالگرد به اصطلاح شهادت حاج سعيد امامي رفيق يار و غار .....!
با اين حساب عدالتخواهان از امروز بايد مواظب نشريه فخيمه حضرت عالي هم باشند تا نكنه يه وقت جاسوس و آدم فروش و تواب اصلاح طلب و ... بشن و يه پرونده سازي جالب براشون بشه !!!
آقاي شريعتمداري عزيز ! به آقاي مرتضوي كه دكتراي خودش رو تو دانشگاه آزاد گرفتن و چند جلد كتابي هم كه چاپكردن حضرات آزادكاران براشون چاپ كردن و ايضا همسر محترمه شون و الان هم تدريس دارن و ضمنا تمام پرونده هاي دانشگاه آزاد كشور را هم در شعبه ويژه اي براي رسيدگي عاجل ! جمع كردن و بعد مختومه شدن عرض مي كنيم با عناويني چون بيمار رواني و پيرو منافقين و مرض عميق روحي و جاسوس و فردا هم جامعه مدرسين آقاي يزدي بيانيه مي دهد كه بچه هاي شيراز و عدالتخواهان سيرجان و اينجا و اونجا همه نامشروعند و بروند ور دل آقاجري و سازمان مجاهدين !
شما خودت بيا در مورد زمين هاي دماوند و واگذاري از منابع طبيعي توضيح بده و عناونين واگذاري و هكتار آن و مقدار مانده و مقدار معامله شده را بگو احتياج نيست پاليزدار بيچاره را جاسوس كني ....
ما رو بگو روي ديوار كي يادگاري نوشتيم و دل خوش به چه صنمي نموديم !
البته پيام همه دوستانتان را گرفتيم : يعني اگر دم بر نياوريم و اين خورد و خورش ميراث انقلاب و آرمانهاي حضرت روح الله ادامه يابد همه ما جوانان عزيز عدالتخواه و خودي و ولايتي و لپ گلي هستيم !!
ما به مهمه بچه هاي دماوند با اون سوابقي كه دارند ( حاج حسين آقا خودش مي داند ) و بچه هاي همدان و بچه هاي محله آقاي ولايتي و بچه هاي صغاد و آباده و .... عرض مي كنيم كه اين دفه ؛ دفه آخري است ....
مطلب را كه گرفتيد انشاء الله
درود بر روح شريف پير و مرشد ما حضرت روح الله (ره) و لبيك بر جانشين مظلوم و با كفايت او خامنه اي عزيز ( مدظله)
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم ... موجيم كه آسودگي ما عدم ماست. |
1387-04-02 12:42
|
سنگ اول چون نهد معمار كج ...
تا ثريا مي رود ديوار كج!
اگر اين دو كامنت صحيح باشد يك فرضيه پيش مي آيد. ريشه فساد بسيار عميق است و برخورد با فساد در دانشگاه آزاد و قوه قضاييه منجر به زلزله اي با ابعاد بسيار وسيعتر از تخيل ما خواهد شد. بي دليل نيست كه پرونده هاي فساد در دانشگاه آزاد مسكوت مانده و يا دزديده شده و يا مشمول مرور زمان مي شود و آقايان با قاطعيت بي نظيري همه حقايق را انكار ميكنند.
بسياري از ما در اخبار هر روز پيامدهاي فساد اقتصادي و اداري در كيان صهيونيستي و آمريكا و دارو دسته غارتگران نفتي و اقتصادي آنها از جمله چني و رامسفيلد و ... را مي خوانيم. تحليلگران غربي و اتفاقا تحليلگران خودمان هم معتقدند تضعيف رژيم صهيونيستي به خاطر فسادهاي مالي سران آن و عدم اعتماد ملت به حكومت بي شك منجر به سقوط اين رژيم خواهد شد . اگر اين فرضيه درست باشد آيا ما نبايد از اين خطر بر حكومت و مردم خودمان بترسيم؟ آيا قطع ريشه هاي فساد بهتر است يا فرضيه به خطر نيفتادن مصلحت مملكت؟ |
1387-04-02 03:56
|
در پاسخ به كامنت قبلي و جهت اطلاع ايشان بايد عرض كنم كه: احتمالا نه! صد در صد ايشان از دانشگاه آزاد مدرك گرفته است و از واحد علوم تحقيقات به رياست خود آقاي جاسبي! تازه هم از آنجا دكتري گرفته و هم اكنون تدريس مي كند! |
1387-04-02 02:27
|
احتمالا خود جناب ... هم از دانشگاه آزاد و با شرايط خاص مدرك گرفتند كه الان اينقدر لا پوشاني مي كنند. چرا هر كس كه حرف از حقوق ملت و فساد اداري بزند متهم به هذيان و بيماري روحي رواني ميشه؟ ايا وقت آن نرسيده كه ويرانه قوه قضاپيه از نو و با كمك دلسوزان و نخبگان ملت ساخته بشه؟ چرا حتي نمي خواهند اتهام وارده را بررسي كنند و قبل از اينكه رسيدگي كنند حكم مي دهند كه فلان كس خودش مشكل داره و فلان كس بيماره؟! آيا اين طرز برخورد با ملت صحيح است؟ |
|