«ضرورت تقويت دفاع از انقلاب اسلامي در دو جبهه داخلي و خارجي»
بخش اولشرايط موجود حاكي از شكلگيري مرحلهاي جديد از رويارويي انقلاب اسلامي با جبهه امپرياليسم-صهيونيسم است. شاخص اصلي اين مرحله اين است كه اردوگاه امپرياليسم-صهيونيسم ناكام از شكستهاي گذشته در اجراي طرحهاي گوناگون براي از پاي درآوردن انقلاب اسلامي و مستأصل از مهار بحران عظيم اقتصادي، سياسي، اجتماعي نظام سرمايهداري جهاني، تشديد تهاجم عليه ملت ايران را در دو قالب جنگ "نرم" و "سخت" همزمان در دستور كار خود قرار داده است.
هدف اين تهاجم در وحله اول بازسازي قدرت رو به تحليل هياتهاي حاكم در ايالات متحده و اسرائيل و حفظ جايگاه برتر ايالات متحده در ميان دول امپرياليستي، و در سطح كلانتر، نجات موجوديت رو به اضمحلال نظام سلطه است. در اين حال، از آنجا كه ايالات متحده در اين تهاجم به نمايندگي از جانب ديگر كشورهاي امپرياليستي و در دفاع از منافع مشترك آنان عمل ميكند، از حمايت اين كشورها نيز برخوردار است. از جانب
شاخص اصلي اين مرحله اين است كه اردوگاه امپرياليسم-صهيونيسم ناكام از شكستهاي گذشته در اجراي طرحهاي گوناگون براي از پاي درآوردن انقلاب اسلامي و مستأصل از مهار بحران عظيم اقتصادي، سياسي، اجتماعي نظام سرمايهداري جهاني، تشديد تهاجم عليه ملت ايران را در دو قالب جنگ "نرم" و "سخت" همزمان در دستور كار خود قرار داده است.
ديگر، دولت روسيه حفظ منافع تنگنظرانه خود را بر هر سياست ديگري مقدم شمرده و با اتخاذ مواضع فرصتطلبانه در مقابل اعمال فشار اردوگاه امپرياليسم بر ايران، متناسب با موقعيت در مواردي سكوت كرده، يا به طرزي متزلزل انتقاد كرده و يا اين كه با عاملين فشار همراه شده است. در اين رويارويي اگر چه تمامي قدرتهاي بزرگ به طريقي جانب ايالات متحده را گرفتهاند، لكن، انقلاب اسلامي از حمايت ملل استقلالطلب متشكل در جنبش غير متعهدها بهرهمند است.
در اين ميان، نهضتهاي آزاديبخش در جهان اسلام و جبهه وسيع ضدامپرياليستي در آمريكاي لاتين در صف حاميان قاطع و مطمئن ايران قرار دارند.
تحريمهاي اقتصادي جديد عليه ايران كه 10 روز بعد از حمله كماندوهاي رژيم صهيونيستي اسرائيل به كاروان حامل كمكهاي مردمي براي مردم مظلوم غزه به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل رسيد، قطعنامههايي كه متعاقب آن توسط سناي آمريكا و اتحاديه اروپا به منظور تشديد تحريم اقتصادي ايران مصوب شد، تهديدات نظامي، كشتار و مجروح كردن مردم بيدفاع طي اقدام تروريستي اخير در زاهدان، و گسترش اقدامات مداخلهجويانه در امور داخلي ايران و از جمله افزايش تبليغات "نقض حقوق بشر در ايران" در رسانههاي جمعي امپرياليسم، آري اين تحولات حاكي از اين واقعيت است كه قدرتهاي سلطهگر تهاجم عليه انقلاب ايران به عنوان كانون نهضتهاي رهائيبخش اسلامي را تشديد كردهاند.
واقعيت اين است كه پايداري، تقويت و گسترش نهضتهاي آزاديبخش اسلامي موجوديت رژيم اشغالگر و نژادپرست اسرائيل، اين زايده نامشروع نظام سلطه را در معرض نابودي قرار داده و اين رژيم زخم خورده در تلاش براي نجات خود دست به هر جنايتي ميزند، تا جايي كه "فيدل كاسترو"، رهبر انقلاب كوبا، در مورد خطر تهاجم نظامي وسيع پنتاگون-اسرائيل عليه ايران هشدار داده است. اين هشدار از جانب فردي مطرح شده كه قريب 70 سال از عمر خود را وقف مبارزه عليه امپرياليسم كرده و در اين مبارزه به قاطعيت و سازشناپذيري شهره است.
آيا چنين خطري واقعا محتمل است و اگر هست براي مقابله با آن چه بايد كرد؟
همانطور كه ترس از دشمن علامت ضعف است و نشاني از حريت ندارد، نديدن خطر دشمن نيز عاري از هوشمندي و درايت انقلابي است. كاسترو همزمان
كاسترو همزمان با گوشزد كردن خطر رژيم اسرائيل براي بشريت، بر اين واقعيت نيز تأكيد دارد كه ملت ايران تحت رهبري انقلاب اسلامي در مقابل فشارها و تهديدات قدرتهاي سلطهگر خم نخواهد شد. كاسترو روحيه مقاومت و سلحشوري ملت ايران و رهبري انقلاب را ميستايد و اين بار نيز چون گذشته همبستگي خود به نمايندگي از جانب ملت كوبا را با مبارزات به حق مردم ايران ابراز ميدارد.
با گوشزد كردن خطر رژيم اسرائيل براي بشريت، بر اين واقعيت نيز تأكيد دارد كه ملت ايران تحت رهبري انقلاب اسلامي در مقابل فشارها و تهديدات قدرتهاي سلطهگر خم نخواهد شد. كاسترو روحيه مقاومت و سلحشوري ملت ايران و رهبري انقلاب را ميستايد و اين بار نيز چون گذشته همبستگي خود به نمايندگي از جانب ملت كوبا را با مبارزات به حق مردم ايران ابراز ميدارد. تهديدات عليه انقلاب اسلامي ايران جدي است، لكن آنچه كه در اين زمينه اهميت مييابد اين است كه توان ملت ايران و متحدين بينالمللي آن براي دفاع از انقلاب در مقابل تهاجمات دشمن امپرياليستي-صهيونيستي را به درستي درك كنيم و از اين ظرفيت عظيم آنطور كه بايد بهره بگيريم.
واقعيت روشن است. با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) در 22 بهمن 1357، حكومت دستنشانده ايالات متحده آمريكا در ايران كه در كنار رژيم صهيونيستي يكي از دو امنترين پايگاههاي امپرياليسم در منطقه استراتژيك خاورميانه را تشكيل ميداد، سقوط كرد. با اين دستاورد تاريخي ملت ايران، ضربهاي بزرگ به نظام سلطه وارد شد. مطابق سناريوي طراحي شده توسط امپرياليسم، انقلاب ايران كه اينك به منبع الهام براي تمامي مبارزات آزاديبخش و بالاخص براي جنبشهاي مقاومت اسلامي تبديل شده بود، ميبايست با هر وسيله و به هر قيمت از پاي درآيد و به شكست انجامد. اين گونه بود كه دول امپرياليسيتي از تجاوز نظامي رژيم صدام عليه انقلاب اسلامي حمايت كردند و برنامه تجاوز مستقيم نظامي، طرح كودتا و سرنگوني جمهوري اسلامي، عمليات تروريستي عليه مقامات حكومتي و شهروندان بيگناه و تحريم اقتصادي و بكار گيري و سازماندهي نيروهاي ضدانقلاب براي ايجاد بيثباتي در ايران را به اجرا گذاشتند.
لكن، هيچ يك از اين نقشهها اهداف تعيين شده نظام سلطه را تأمين نكرد. تجاوز نظامي عليه انقلاب اسلامي با شكست مواجه شد، طرح كودتا عقيم ماند، تحريم اقتصادي توانمندي جوانان ايراني براي دسترسي به فنآوريهاي نوين و از جمله فنآوري توليد انرژي هستهاي را افزايش داد و اقدامات نيروهاي ضدانقلاب براي ايجاد بيثباتي در ايران كه تماما با حمايت آشكار استكبار جهاني انجام شد و آخرين نمونه آن فتنه و اغتشاشاتي بود كه در جريان وقايع دهمين انتخابات رياست جمهوري شكل گرفت، يكي بعد از ديگري با مقاومت ملت ايران تحت رهبري انقلاب
صحبت از اين نيست كه با شناخت از برنامه تهاجمي دشمن مرعوب شويم و روحيه مقاومت و مبارزه جويي ملت قهرمان ايران تضعيف شود. اين قطعا عين خواست دشمن است. بر عكس، صحبت از اين است كه با تشخيص تهديدات واقعي دشمن، تدارك لازم براي دفاع از ايران به عنوان كانون اصلي نهضتهاي مقاومت اسلامي در دستور كار نيروهاي جان بر كف انقلاب قرار گيرد.
خنثي شد. علاوه بر اين، نهضتهاي مقاومت اسلامي در فلسطين و لبنان با الهام گرفتن از انقلاب ايران ضربات بيسابقهاي را به رژيم صهيونيستي وارد كردند.
رژيم اسرائيل دچار استيصال شده است و اين استيصال از اين واقعيات ناشي ميشود كه انقلاب اسلامي به رغم بيش از سه دهه تهاجمات پي در پي نظام سلطه نه تنها به حيات خود ادامه داده بلكه از مرزهاي ايران فراتر رفته و سنگرهاي جديدي را فتح كرده است.
پنتاگون و هيات حاكمه اسرائيل كه طبق ارزيابي فيدل كاسترو براي اجراي نقشههاي جنايتبار خود حتي به تأييد حاكمان كاخ سفيد واشنگتن هم نيازي ندارند، به خوبي ميدانند كه نظامي كه آنها حراست از آن را به عهده گرفتهاند از كجا ضربه خورده و موجوديت آن از كدام ناحيه در معرض خطر قرار گرفته است. آنها ريشه و منشاء نهضتهاي اسلامي رشد يابنده را در انقلاب ايران ميبينند و به همين خاطر خشكاندن اين ريشه را براي حفظ موجوديت خود ضروري ميدانند.
صحبت از اين نيست كه با شناخت از برنامه تهاجمي دشمن مرعوب شويم و روحيه مقاومت و مبارزه جويي ملت قهرمان ايران تضعيف شود. اين قطعا عين خواست دشمن است. بر عكس، صحبت از اين است كه با تشخيص تهديدات واقعي دشمن، تدارك لازم براي دفاع از ايران به عنوان كانون اصلي نهضتهاي مقاومت اسلامي در دستور كار نيروهاي جان بر كف انقلاب قرار گيرد. ديدهباني در سنگرهاي انقلاب بدين معني است كه موقعيت و حركتهاي دشمن را با هوشمندي رصد كنيم.
اين كه تصور شود زرادخانه سلاحهاي هستهاي در ايالات متحده جنبه نمايشي دارد و از اين زرادخانه صرفا در تهديدات لفظي استفاده ميشود، تصوري اشتباه و به دور از واقعيت است. وقتي كه رئيسجمهور ايالات متحده رسما اعلام ميكند كه احتمال استفاده از سلاح هستهاي عليه ملت ايران منتفي نيست، بايد توجه داشت كه اين تهديد از جانب حكومتي مطرح ميشود كه در گذشتهاي نه چندان دور از اين سلاحها براي كشتار مردم بيگناه ژاپن در هيروشيما و ناكازاكي عملا استفاده كرده است. به همين منوال، در اين كه سلاحهاي هستهاي اسرائيل تهديدي واقعي براي بشريت و بالاخص براي نهضتهاي مقاومت در جهان اسلام به شمار ميرود، حتي براي يك لحظه نبايد ترديد كرد. مگر نه اين كه سراسر كارنامه اعمال
ملت ايران تحت رهبري سازشناپذير انقلاب اسلامي بنا ندارد از حقوق حقه و قانوني خود صرف نظر كند. دفاع سرسختانه مردم ايران از حق تعيين سرنوشت و حاكميت ملي خود الهامبخش ملتهاي آزاديخواه و استقلال طلب شده و انقلاب اسلامي با شعار "هيهات من الذله" راه پايداري در مقابل ستم امپرياليستي را به مردم مظلوم و كشورهاي محروم جهان نشان داده است.
رژيم صهيونيستي با نسلكشي و اقدامات تروريستي جنايتبار و از جمله "بچهكُشي" رقم خورده است. حكومت اسرائيل يك حكومت نا مشروع و غير انساني است و اين نيروي وحشي و لجام گسيخته را تنها با بسيج افكار عمومي جهان و قدرت سازمان يافته ملتهاي آزاديخواه و صلحطلب ميتوان مهار كرد.
ارزيابي صحيح از شرايط موجود راه به جلو را نشان ميدهد. ايران به كابوس نظام سلطه امپرياليسم-صهيونيسم تبديل شده است. ملت ايران تحت رهبري سازشناپذير انقلاب اسلامي بنا ندارد از حقوق حقه و قانوني خود صرف نظر كند. دفاع سرسختانه مردم ايران از حق تعيين سرنوشت و حاكميت ملي خود الهامبخش ملتهاي آزاديخواه و استقلال طلب شده و انقلاب اسلامي با شعار "هيهات من الذله" راه پايداري در مقابل ستم امپرياليستي را به مردم مظلوم و كشورهاي محروم جهان نشان داده است. اردوگاه امپرياليسم-صهيونيسم براي به تعويق انداختن نابودي خود ناگزير است كه تهاجم عليه انقلاب اسلامي را تشديد كند. نديدن اين واقعيت كم بها دادن به خطر دشمن است و اين براي انقلابيون مسلمان و مبارزين ضدامپرياليست به هيچوجه جايز نيست.
اين كه برخي از تحليلگران سياسي در خانواده نيروهاي انقلاب خطر تهاجم نظامي عليه ايران را به انحاء مختلف نفي ميكنند، در بهترين حالت ناشي از خوشبيني خام و نديدن ظرفيت جنگافروزي دشمن است. حركت امپرياليسم مبتني بر هيچ منطقي به غير از منطق غارت، چپاول، استعمار، استثمار، قتل و نسلكشي نيست. منطق امپرياليسم منطق جنگهاي جهاني اول و دوم و منطق كشتار مردم بيگناه در فلسطين، ويتنام، الجزاير، عراق، افعانستان و دهها كشور ديگري است كه در آفريقا، آسيا و آمريكاي لاتين بهاي مبارزه براي استقلال و آزادي را با خون بهترين فرزندان خود پرداخت كردهاند. نبايد تحليلهاي نيمبند را براي پوشاندن اين واقعيت به كار گرفت. از اين كه امپرياليسم در عراق و افغانستان با مانع مقاومتهاي مردمي مواجه شده نميتوان نتيجه گرفت كه اين نظام جنگافروز و سلطهگر در شرايطي نيست كه دست به جنگي ديگر بزند. اين يك محاسبه عقلاني است كه در ارزيابي از عملكرد امپرياليسم جايگاهي ندارد. در اين خصوص، مقايسه عملكرد يك ديوانه زنجيري با آنچه كه از امپرياليسم انتظار ميرود دست به انجام
اين كه برخي از تحليلگران سياسي در خانواده نيروهاي انقلاب خطر تهاجم نظامي عليه ايران را به انحاء مختلف نفي ميكنند، در بهترين حالت ناشي از خوشبيني خام و نديدن ظرفيت جنگافروزي دشمن است.
آن بزند، به واقعيت نزديكتر است. چنين رويكردي به فهم واقعيت بيشتر كمك ميكند. اشتباه است اگر فكر كنيم كه اردوگاه امپرياليسم-صهيونيسم در شرايط فعلي استراتژي خود براي ضربه زدن به انقلاب اسلامي را صرفا بر پايه جنگ نرم بنا نهاده است. اين طور نيست. جنگ نرم و تهاجم فيزيكي عليه انقلاب اسلامي هر دو در دستور كار دشمن قرار دارد و اين واقعيت را بايد به طور عريان ديد و ملت را از آن آگاه كرد.
يك اشتباه مهلك ديگر اين است كه حقايق مربوط به تهديدات و خطرات دشمن از ديد مردم پنهان بماند. يعني مسؤولين و تحليلگران خود از تهديد دشمن آگاه باشند، لكن با اين نگراني كه ممكن است مردم دچار هراس شوند از آگاهي دادن به ملت پرهيز كنند. اين يعني عدم ايمان كافي به شعور و آگاهي ملت. يعني نشناختن اين ملت و عدم اطمينان به مردم قهرمان ايران كه شجاعت، شهامت و ايثارگري در پاسداري از سرزمين مادري خويش را در طول تاريخ به دفعات نشان داده است.
ملت بايد از تمامي نقشههاي دشمن، چه آن بخش كه اكنون به اجرا گذاشته شده و چه آن دسته كه براي اجراي آن در آينده برنامهريزي شده است، آگاه باشد. لازم است اطلاعرساني، آگاهيدهي و بحث در اين زمينه در سراسر كشور و در كليه مراكز كاري و آموزشي و تك تك محلات شهر و روستا جاري شود. ايجاد تفرقه در ميان ملت نقطه كانوني برنامه تهاجمي دشمن را تشكيل ميدهد. هم از اين رو، صفوف ملت را بايد در جهت حفظ و تعميق دستاوردهاي انقلاب و خنثي كردن برنامههاي تهاجمي دشمن متحد كرد. تنها با اتكا به آگاهي و قدرت سازمانيافته ملت ميتوان در مقابل تهاجمات شدت يافته امپرياليسم-صهيونيسم ايستادگي كرد. تداركات همه جانبه براي مقابله با دشمن زخمي بايد بدون هيچ تعللي در دستور كار نيروهاي انقلاب قرار گيرد. براي اين منظور، لازم است كه انقلاب اسلامي در دو جبهه اصلي تقويت شود:
استحكام سنگرهاي مبارزاتي ملت در داخل كشور و دفاع جهاني از انقلاب. تقويت همزمان اين دو جبهه، انقلاب اسلامي را مادامالعمر بيمه خواهد كرد.
انتهاي پيام/ت