امروز جمعه 28 اسفند 1388
Friday 19 March 2010
داخلی  »  يادداشت  »  جبهه مقاومت جهانی

حکایت فرزندان خمینی که گمراه شده اند؛

اندیشیدن به آمریکای لاتین: خیانت به کلمه جلاله "لا اله الا الله"

مرجع : وبلاگ مجاهدین 28 آبان 1386 ساعت 1:20
حالا نسل سوم انقلاب، یعنی کسانی که باید ادامه دهنده راه سرخ یاران به معراج رفته خمینی(ره) باشند، در به در به دنبال اتحاد ایدئولوژیک(!) با چریک های مارکسیست و کمونیست آمریکای لاتینند.. سوال اینجاست که به راستی در بینش انقلابی نسل سوم انقلاب، چه تغییر و تحولی ایجاد شده که اینچنین از مسیر اصلی صدور انقلاب خارج شده اند؟
اندیشیدن به آمریکای لاتین: خیانت به کلمه جلاله "لا اله الا الله"
بسم الرب الشهداء./
خرمشهر آمدیم..
کربلا در راهیم..
ای قدس خواهیم آمد..
این شعار پرشور و برخاسته از شعور متعالی و الهی، آرمان اصحاب آخرالزمانی حضرت مهدی(عج) و فرزندان عاشورایی حضرت روح الله(ره) بود..
آرمانی که در تمام سالهای دفاع مقدس، برایش جنگیدند و خون دادند و خون دادند و خون دادند..
و حالا نسل سوم انقلاب، یعنی کسانی که باید ادامه دهنده راه سرخ یاران به معراج رفته خمینی(ره) باشند، در به در به دنبال اتحاد ایدئولوژیک(!) با چریک های مارکسیست و کمونیست آمریکای لاتینند..
سوال اینجاست که به راستی در بینش انقلابی نسل سوم انقلاب، چه تغییر و تحولی ایجاد شده که اینچنین از مسیر اصلی صدور انقلاب خارج شده اند؟
چه شد که "یا قدس انا قادمون" به "چه مثل چمران" و "سفر به سرزمین چپهای آمریکای لاتین" مبدل شد؟
چه شکافی بین آرمان ها و تکلیف شناسی این دو نسل واقع شد که نسل امروز بسیجیان و حزب اللهی های ما به جای پرداختن به دردهای مسلمین و خاصه شیعیان عربستان و پاکستان و اردن و یمن و افغانستان و مالزی و اندونزی و مصر و مراکش و سومالی، سینه چاک آمریکای لاتین شده اند؟
مگر نه اینکه برافراشتن پرچم اسلام در انتهای افق، جز به نجات مسلمین مظلوم جهان اسلام از چنگال استعمار پنهان غرب و رهبران ترسو و شکم پرست عربشان، میسر نخواهد بود؟
مگر جز این است که تا شیطان بزرگ در همسایگی ما مشغول به خاک و خون کشیدن مسلمین عراق و افغانستان است، اندیشیدن به سرخ پوش های کوبا و نیکاراگوئه و بولیوی و ونزوئلا، خیانت به کلمه جلاله "لا اله الا الله / محمد رسول الله / علی ولی الله" است؟
راستی آیا رویه ای که در پیش گرفته ایم، دور شدن از آرمانهای امام و انقلاب نیست؟

بعدالتحریر:
_ ابداً قصد نبش قبر ماجراهای گذشته را نداشتم. آنچه گذشت همان بهتر که به چاه سکوت فرو افتد..
غرض طرح سوالی بود که هرچه گشتم، چه در کنه ذهن دوستان عامل به این قبیل قضایا و چه در اندیشه دوستان منتقد، جوابی برایش نیافتم..
_ راستی فراموشمان نشود که اقامه نماز در مسجدالاقصی، همچون کربلا رفتن، خون می خواهد..
یازهرا(س)./


کد مطلب : 853
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :
نظرات و پيشنهادات
1386-09-23 19:20

بدون ترديد نام امام خمينى با تاريخ معاصر جهان آميخته است او مرد قرن و احياگر ميراث عظيم اسلامى در جهان امروز است که با وجود سيطره تمدن غرب و شيفتگى بسيارى به زرق و برق آن، راه جديدى را براى انسان امروز ارائه نموده و سنتى نو و مكتبى اصيل براى احياى ارزشها و اصول اسلامى در جهان امروز ارائه كرد . نوشتار حاضر متکفل بررسي مهمترين تاثيرات قيام و انقلاب حضرت امام (ره) بر جهان غرب مي باشد؛ مفهوم غرب در نوشتار حاضر به مراتب وسيع تر از غرب جغرافيايي است بلکه بيشتر تأکيد بر ابعاد فرهنگي و تمدني است که در حوزه جغرافيايي غرب به خصوص بعد از رنسانس به وجود آمد. از اين منظر غرب‌ عبارت‌ است‌ از تفكري‌ دنياگرا، تجربي‌نگر و غيرديني ‌،‌همراه با سلطه‌ و استثمار مادي‌ كه‌ سرچشمه‌ آن‌، در ظاهر نه‌ به‌ غرب‌، بلكه‌ به‌ همه‌تمايلات‌ دروني‌ و نفسانيات‌ و خودخواهي‌هاي‌ انساني‌ ختم‌ مي‌شود.[

1386-09-04 00:22

آقاي spooyan محترم .! اولا كمي در خصوص آمريكاي لاتين مطالعه كن ببين اونجا كي ماركسيسته و ماركسيسم يعني چي اصلا. دوما چرا مغالطه ميكني.؟ كي بحث از اتحاد با ماركسيسم و كمونيست كرده كه هي داري چپ و راست ميگي.!.

1386-09-03 23:58

سلام عليكم.. برادرم٬ از شما كه با ديد آرماني و انقلابي كه نسبت به مسئله داريد٬ چنين ديدگاه و بياني جدا بعيد و غير قابل قبول است.. اول: اخوي جان٬ كفر ماركسيستي با كفر ليبراليستي در ماهيت و نتيجه هيچ تفاوتي نداريد. چه بسا كفر نهان در انديشه هاي ماركسيسم به مراتب از كفر ليبراليسم و كاپيتاليسم بدتر و خطرناك تر باشد. كه در ديدگاه ماركسيسم٬ در وجود و ماهيت خداوند ترديد و رديه وجود دارد. يعني ديدگاهي بر خلاف فطرت و نهاد آدمي بر انديشه ماركسيسم حاكم است كه موجب بطلان اين تفكر خواهد شد.. و شكي نيست كه هر دوي اين مكاتب٬‌ مخالف سرسخت و دشمن خستگي ناپذير گفتمان انقلاب اسلامي و بالاتر از آن٬ اسلام ناب محمدي(ص) هستند. چه اينكه هركدام در برهه قدرت داشتن خود٬ با تمام قوا بر صاحت اسلام و مسلماني تاخته اند. البته در حال حاضر٬ امپرياليسم آمريكا٬ به علت قدرت و فراگيرتر بودن اين تفكر و فروپاشي رژيم كمونيست شوروي و و تحت شعاع قرار گرفتن ديدگاه هاي ماركسيستي٬ شايد دشمن اصلي تر انقلاب اسلامي٬ ليبرال دموكراسي آمريكايي باشد. اما اين به اين معنا نيست كه از خطر دشمني ماركسيسم غافل شويم و به آن به عنوان دشمن ضعيف نگاه كنيم.. دوم: برادر٬ اگر شرط عقل تكيه بر غير خداوند و فراموش كردن نصرت و ياري خداي قادر متعال باشد٬‌ حرف شما صحيح و قابل قبول خواهد بود. هرچند كه چنين عقلي٬ قطعا دچار انحراف و بطلان و نسيان شده و در شمار بي خردان خواهد بود.. اما در ديدگاه ناب اسلامي٬‌ تنها منبع قدرت٬ خداوند متعال است ولاغير. پس تنها تكيه گاه و متحد مسلمان نيز٬‌ بايد خداي متعال باشد و نه مخلوقات ضعيف و فاني.. نتيجه اينكه براي از بين بردن دشمني چون امپرياليسم آمريكا٬ نه تنها نبايد بر ديگري تيكه كرد٬ بلكه از شروط اسلام نيز خارج است اتحاد با غير خدا و ياري گرفتن از غير قدرت مطلق الهي.. چه رسد به اينكه در مبارزه با دشمنان خدا٬ بر دشمن ديگري از خدا تكيه كنيم.! سوم: بحث نزديك شدن به كشورهاي متمايل با انقلاب موضوعي است كه تنها با هدف صدور انقلاب و تنها با توجيه تاثير قابل قبول خواهد بود. يعني اگر كشوري يا گروهي يا تفكري٬‌ ظرفيت و آمادگي پذيرش اسلام ناب محمدي(ص) را داشت٬ در آن صورت اين ارتباط قابل قبول خواهد بود. اما در مسئله ماركسيسم٬ اين ظرفيت و آمادگي براي پذيرش نيست. ولو اينكه بعضي براي گرايش به انقلاب تمايل داشته باشند. هرچند كه در تمايل همين عده هم اين ترديد جدي هست كه آيا صرفا بر مبناي منافع استراتژيك و سياسي اين عده است و يا واقعا براي پذيرش اسلام ناب٬‌ آمادگي دارند. و اين نكته از عدم پذيرش اسلام٬ از سوي شهرگان و سركردگان اين تفكر٬ به خوبي معلوم و واضح است.. چهارم: برادر جان٬ موضوع فقهي عرض شده توسط حقير٬ نه تنها مترتب بر موضوعي خاص نبوده بلكه نظريات و ديدگاه هاي محقق حلي(ره) مورد استناد بسياري از علماي اعلام و از همه مهمتر مورد وثوق حضرت امام(ره) نيز مي باشد. به گونه اي كه مي توان گفت: نظريه حكومت اسلامي در زمان غيبت٬‌ اولين بار توسط اين فقيه عالي مقام به صراحت مطرح شد. و بعدها توسط سايرين نيز بدان تصريح شده و نهايتا حضرت امام(ره) نيز با اقتدار تمام و به عنوان شاخص ترين فرد در اين ديدگاه ناب اسلامي٬ بدان جامه عمل پوشاند.. و اما در باب سنديت اين موضوع نيز در صورتيكه آشنايي و تسلط كافي و وافي به زبان عربي داريد (شايد ترجمه فارسي نيز موجود باشد.) به كتاب شرايع الاسلام صفحات 256 و 264 و كتاب المختصر المنافع صفحه 133 رجوع كنيد.. پنجم: برادر در اينكه مقتضيات زماني در تصميم گيري هاي سياسي و خصوصا در عرصه بين الملل از اصول عمل است شكي نيست. اما در اين ميان و در ديدگاه انقلاب اسلامي٬ بايد به دو نكته توجه كرد: 1- سياسيت گذاري در عرصه بين الملل٬ بر عهده دولت جمهوري اسلامي است و در اين راستا٬ دستگاه سياست خارجه دولت٬ موظف به رعايت منافع و شرايط بين المللي است و شايد در برخي موارد٬‌ بر اساس منافع نظام٬ مجبور به برخي اقدامات خاص مصلحت انديشانه باشد. اما بايد توجه داشت كه در اين ميان٬ وظيفه دانشجوي آرمانخواه معتقد به خط امام و رهبري٬ حفظ اصول و آرمانهاي انقلاب و تاكيد بر اين اصول است نه سياست گذاري و اجراي ديپلماسي نظام.. يعني شان جنبش دانشجويي مسلمان و انقلابي و حزب اللهي٬‌ در عمل به فرامين امام راحل و مقام عظماي ولايت است و حساسيت نسبت به عدول از آرمانهاي انقلاب و امام. پس وظيفه جريان آگاه دانشجويي٬ پيگيري اين آرمان ها تحت هر شرايطي است نه منفعت انگاري و مصلحت انديشي در عرصه بين الملل.. 2- سياست هاي خارجي دولت جمهوري اسلامي نيز تا زماني مورد تاييد و قابل قبول خواهد بود كه بر خلاف آرمان هاي امام راحل و انقلاب شكوهمند اسلامي و خط مشي تعيين شده توسط مقام عظماي ولايت نباشد. و در صورتيكه ديپلماسي خارجي دولت در عدول از آرمانهاي امام و رهبري قرار گرفت٬ وظيفه دانشجويان مسلمان و حزب اللهي آگاه بر واكنش انقلابي نسبت به اين خيانت خواهد بود.. در اين مورد به خصوص٬ مي توان به نظريات حضرت امام(ره) نسبت به ديدگاه هاي منحط و منحرف ماركسيسم و كمونيسم و لنينيسم توجه كرد و مخالفت حضرت امام(ره) با اين تفكرات باطل را به وضوح مشاهده نمود.. آنجا كه حضرت امام صراحتا فرمود: "در مورد ماركسيسم‚ هيچ گونه رابطه اي بين جنبش اسلامي و ماركسيسم خدا نشناس وجود ندارد." (صحيفه نور ج 4 صفحه 219 ) و همين طور در اين جمله از فرمايش حضرت امام خامنه اي كه در تاريخ 25/6/70 در هفتمين گردهمايي اپمه جمعه سراسر كشور فرمودند: "در مقابل آن افكار (افكار فلاسفه و نويسندگان مادي گرا) بايد پادزهر ايجاد كرد. روحانيت اين كشور‚ جوانان را در مقابل تفكرات پرجاذبه ماركسيسم واكسينه كرد و به آنان پادزهر زد." در هر دوي اين جمله ها خطار و موضع مخالف اسلام و انقلاب اسلامي نسبت به تفكر منحط و منحرف ماركسيسم تصريح و تاكيد شده است.. ضمن اينكه فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي تشكل هاي دانشجويي در رمضان سال 85 نيز بسيار قابل توجه است كه معظم له٬ خطر بروز تفكرات ماركسيستي و چپگرايي در دانشگاه ها را علنا هشدار دادند.. ششم: برادرم٬‌ شكي در اين نيست كه ارتباط شما با چپگرايان ماركسيست٬ دليلي بر قبول ديدگاه هاي آنان نيست. اما مسئله اصلي در اين ميان٬ مردود بودن نفس اين ارتباط بر اساس ديدگاه هاي ناب اسلامي و انديشه هاي امام(ره) و مقام معظم رهبري است. يعني اين ارتباط از ريشه مورد تاييد نيست نه اينكه به دليل عدم شناخت يا عدم تاييد دوستان عامل به اين ارتباط باشد.. ضمن اينكه دقت داشته باشيد نفس اين ارتباط علي رغم عدم تاييد آن توسط دوستان٬ به منزله تاييد ضمني و رسميت دادن به اين ديدگاه منحط و التقاطي است.. يعني اتحاد و ارتباط با ديدگاه باطلي همچون ماركسيسم٬‌ ولو اينكه در مسير مبارزه با دشمن جهانخواري همچون كاپيتاليسم و امپرياليسم باشد٬ موجب رسميت بخشيدن به ديدگاه باطل ديگري همچون ماركسيسم مي باشد.. حال آنكه ديدگاه انقلاب اسلامي٬ فراتر از اين دو و به عنوان گفتمان غالب عصر شناخته مي شود و شايد دليل اصلي اين غلبه٬‌ عدم اتكا به هيچ يك از مواضع شناخته شده قدرت در عصر حاضر و تنها تكيه بر قدرت بي منتهاي الهي باشد و لاغير.. .............. والسلام علي من اتبع الهدي وبلاگ مجاهدين يازهرا(س)./

1386-09-03 16:19

دوست گرامي به نظر ميرسه در تحليل موضوعات بين المللي بايد ديدي كلي و جامع از شرايط داشت.كفري كه حاكم بر كشورهاي ماركسيستي است به نظر معاند با روند انقلاب اسلامي نمي رسد اما كفر حاكم بر سلطه گران آمريكايي از نوع عناد بوده و درصدد از بين بردن حركت انقلاب مي باشد. شرط عقلي حكم مي كند تا براي از بين بردن دشمن و ايجاد ارتباط و ترويج ديدگاه اسلامي با حكومتهايي كه ابراز علاقه براي ارتباط با انقلاب و اتحاد ميكنند متحد شويم. شايد برداشت شما از موضوع فقهي موجود كه مستندا آن را بيان نداشته ايد حاكم بر موضوع خاصي بوده است.بي شك در نظر گرفتن مقتضيات زماني و شرايط بين المللي و فرصتهاي موجود در چگونگي صدور احكام تاثير خواهد داشت.شما به اين قسمت از مطالب اين حقير توجه نفرموديد كه ارتباط ما با مبارزان راه استعمار دليل بر قبول ديدگاه ايشان در تمام زمينه ها نيست بلكه حركتي زيركانه در جهت تاثيرگذاري بر حركت ايشان خواهد بود.

1386-09-01 17:32

سلام!اصل عمل دولت مورد اشكال نيست اما به اجرا و تقدم مانند بسياري از كرده هاي دولت اشكال وارد است.نقص عمده ي دولتيان در درك همه جانبه ي اسلام است كه باعث شده در تقدم و چكونگي انجام مشكل داشته باشند.

123